تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
پس گفتند رسول اللَّه صلى الله عليه و آله را كه : داناتر مردمان است به نَسَب‌هاى عرب و تاريخ عرب و روزگار گذشته كه پيش از ظهور پيغمبرى شما بود و شعرهاى عرب و قاعده‌هايى كه در زبان عرب است . امام گفت كه : پس گفت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه : دانش اين مرد ، هرزه است . دانشى است كه ضررى نمىرساند به كسى كه نداند آن را و نفعى نمىرساند به كسى كه داند آن را . اصل : « ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله : إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ : آيَةٌ مُحْكَمَةٌ ، أَوْ فَرِيضَةٌ عَادِلَةٌ ، أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ ، وَمَا خَلَاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ » . شرح : الفَرْض : بريدن . و مراد به فريضه اين جا ، مسئلهء فروع فقه است ؛ چه در آن ، كار به آخر رسيده و حكم افعال شخصيّه معلوم شده . العُدُول : كيبيدن . « 1 » السُّنّة : راه و روش ؛ و مراد اين جا ، مسئلهء اصول فقه است . القائِم : كارساز ضعيفان ؛ و مراد اين جا ، مسئلهء معلومه است از اصول فقه كه در مسائل غير معلومه به كار آيد . يعنى : بعد از آن گفت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه : نيست دانشى كه ضرر رساند به كسى كه نداند آن را و نفع رساند به كسى كه داند آن را ، مگر سه دانش : اوّل : دانستن مضمون آيتى از قرآن كه صريح باشد در معنى خود و معلوم باشد كه منسوخ نشده . پس اگر كسى صاحب تتبّع باشد و گويد كه : اين آيت ، اين معنى ندارد ، يا گويد كه : منسوخ شده ، مكابرهء صريح مىكند ، يا خود را بازىاى مىزند ، مثل آيت‌هايى كه در آنها نهى از قرار دادن شريك براى اللَّه تعالى و اختلاف از روى ظن هست . دوم : دانستن مسأله‌اى كه در آن مسئله ، قطع و فصل الهى باشد ، به اين معنى كه در آن مسئله ، اللَّه تعالى حكم افراد شخصيّهء فعل مكلّف را بيان كرده باشد ، بىواسطهء بيان حكم افراد كلّيّهء آن ؛ و آن مسئله ، عدول كرده باشد از محكمات قرآن ، به اين معنى كه
هامش
( 1 ) . كيبيدن : به يك سو رفتن و تحاشى نمودن .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 285 | محمد حسين الدرايتي / ملا خليل بن غازي القزويني / حميد احمدى جلفايى