مؤمنان از جمله باديه نشينان عرب ، به اعتبار اين كه موقوف بر نَفْر كافّهء ايشان نشد .
« لَوْ لَا » براى توبيخ و تنديم است . ضمير « مِنْهُم » راجع به « المؤمنون » نيست ؛ بلكه راجع به « الأعراب » در آيت
« الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً »
« 1 » است و ايشاناند كه دعوى ايمان به خدا و به رسولش و به قرآن كردند و ايمان ندارند .
و اين توبيخ ، اشارت است به اين كه حجّتِ اللَّه تعالى بر ايشان تمام شده ، به سبب محكمات قرآن كه متواتر شده نزد ايشان و ايشان خود را بازى داده ، تغافل كردهاند و به تأويل و تخصيص نامعقول ، پيروى ظن و اختلاف از روى ظن كردهاند . و رؤساى ضلالت ، بعد از وفات رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مستظهر به امثال ايشان شدند و به اشتهاى خود ، آن را اجتهاد نام كردند و قواعد ، براى آن اختراع كردند و آنها را حدود داخلهء « مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ » شمردند .
و اگر نَفْر براى تفقّه در دين مىكردند ، مىدانستند كه حدود داخلهء ما « أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ » آنها نيست ؛ بلكه سؤالِ « أهل الذكر » است از هر غير معلوم كه حاجت به آن افتد ، بىواسطه يا به واسطهء معلومة الصِدق ، اگر ميسّر باشد و به واسطهء غير معلومة الصِدق ، به شروط مقرّره نزد شيعهء اماميّه در جواز عمل به خبر واحد ، بىآن كه مناط عمل به خبر واحد ، ظن به نفس حكم واقعى باشد و بىآن كه فتوا يا قضا به آن ، واقع شود .
الإنْذار : ترسانيدن از عذاب آخرت ، كه در صريح قرآن ، وعيد به آن شده بر مخالفت آيات محكماتِ ناهيه از پيروى ظن . و ذكر انذار به جاى اخبار در اين مقام ، اشارت است به اين كه پيروى ظن بعد از اطّلاع بر آن محكمات ، باعثى ندارد سواى معارضهء وهميّه و ترك التفات سوى ذكر اللَّه ، چنانچه بيان مىشود در « كِتَابُ التَّوْحِيد » در شرح حديث سومِ باب بيست و سوم كه « بَابُ النَّوَادِر » است و در دفع معارضهء وهميّه ، كافى است اظهار احتمال و تنبيه بر موضع خطا [ و ] چه جاى استدلال به آياتِ دالّه بر وجوب عالِمى به جميع نفس احكام الهى در هر زمان تا انقراض دنيا ؟
بدان كه اين تقرير ، منطوقِ اين آيت است و استدلال به مفهوم اين آيت بر
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) : 97 .