باشد تا دين اسلام رواج گيرد ، و امام نادان ، مىخواهد كه هر مردى بىخردمندى باشد تا شرك رواج گيرد در صورت « 1 » اسلام .
از اين تقرير ظاهر مىشود كه بَيْن مرفوع و مبتداست . المَرْء مضافٌ اليه است .
وَ الحِكْمة عطف است بر المَرْء . نِعْمةُ مرفوع و خبر مبتداست .
العالِم ( به كسر لام ) مضافٌ اليه است . وَ الْجَاهِل ، مرفوع و مبتداست .
شَقيّ ، مرفوع و خبر مبتداست .
بَيْنِهِمَا مجرور و مُضافٌ اليه است و ضمير ، راجع به المَرْء و الحِكْمة است .
اصل : « وَاللَّهُ وَلِيُّ مَنْ عَرَفَهُ ، وَعَدُوُّ مَنْ تَكَلَّفَهُ » .
شرح : و خداى تعالى دوست كسى است كه خدا را به ربوبيّت مىشناسد و پيروى ظن نمىكند . و دشمن كسى است كه بر خود بسته خداشناسى را و او را ربّ العالمين نشمرده ، پيروى ظن مىكند ؛ چه قبول كردن حكم غير اللَّه تعالى در مسألتى كه بىمكابره اختلاف در آن و در دليل آن مىرود ، قبول كردن شريك است براى اللَّه تعالى .
اصل : « وَالْعَاقِلُ غَفُورٌ ، وَالْجَاهِلُ خَتُورٌ ؛ وَإِنْ شِئْتَ أَنْ تُكْرَمَ ، فَلِنْ ؛ وَإِنْ شِئْتَ أَنْ تُهَانَ ، فَاخْشُنْ ؛ وَمَنْ كَرُمَ أَصْلُهُ ، لَانَ قَلْبُهُ ؛ وَمَنْ خَشُنَ عُنْصُرُهُ ، غَلُظَ كَبِدُهُ ؛ وَمَنْ فَرَّطَ ، تَوَرَّطَ ؛ وَمَنْ خَافَ الْعَاقِبَةَ ، تَثَبَّتَ عَنِ التَّوَغُّلِ فِيمَا لَايَعْلَمُ ؛ وَمَنْ هَجَمَ عَلى أَمْرٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ ، جَدَعَ أَنْفَ نَفْسِهِ » .
شرح : و خردمند ، بخشايندهء بىادبىهاست . و ناخردمند ، فريب دهنده است .
اظهار بخشايش مىكند و در دل مىگيرد . و اگر خواهى گرامى داشتنِ مردمان تو را ، پس نرمى كن با مردمان . و اگر خواهى خوار داشتنِ مردمان تو را ، پس درشتى كن با مردمان . و هر كه خوب است خاك او كه از آن آفريده شده ، نرم است دل او . و هر كه نخاله است خاك او ، صاحب جگر است و جرأت بر مردمان مىكند . و هر كه شتاب مىكند در گفتن و كردن ، در مىافتد در بلايى كه دور مىافتد در آن از نجات . و هر كه
هامش
( 1 ) . « صورت » گاهى به معنىِ مقابل ، رو در رو يا برابر استعمال مىشود .