تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
پس امام عليه السلام اشارت به آن كرده ، خبر داد از ظهور صاحب الزمان ؛ به اين روش كه گفت كه : و خواهد آمد بعد از اين به زمانى بسيار ، زمانى كه زادگى و نجابت به هم رساند به اقرار مخالفان ، هر كه مىفهمد به محكمات قرآن ، امامان حق را ، و ظفر بر دشمنان يابد كسى كه مىگذراند پوچ‌گويى و آزار دشمنان را . بعد از آن ، اشارت كرد امام عليه السلام به جواب اين پوچ‌هاى مخالفان و گفت كه : و دانستن محكمات قرآن كه در آنها نهى از پيروى ظن و جواب پوچ‌هاى كافران و منافقان هست ، سپرى است كه به آن ، دفع شُبهت‌هاى مخالفان و ضرر شيطان مىشود . و راستگويىِ كسى در احكام الهى ، چنانچه مردمان ايمن شوند از خطاى او ، عزّت است ، نه بزرگى دنيا . اين ، اشارت است به جوابى كه اللَّه تعالى منافقان را داده ؛ چه گفته در سورهء منافقين كه :
« وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ » ؛
« 1 » زيرا كه لام در « للَّه » براى مِلكيّت است و مراد به مؤمنين ، ائمّه است ، موافق آنچه مىآيد در « كِتَابُ الْحُجَّة » در حديث دهمِ « [ بَابُ ] مَوْلِدِ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عليهما السلام » و مراد ، اين است كه : عزّتِ سرورى ، مملوك اللَّه تعالى است و بس ، و ثابت است براى رسولش و براى ايمن كنندگان ، به دادن اللَّه تعالى ، نظير :
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
« 2 » و ليك منافقان كارشان اين است كه گوش به حجّت نمىكنند تا دانند . و ناخردمندى ، خوارى است ، نه بىاعتبارى دنيا . « 3 » و فهميدن امام دانا « 4 » بزرگى است ، نه تن در دادن به ننگ چاكرى امام نادان ، براى بزرگى دنياى فانى . بعد از آن ، امام عليه السلام اشارت كرد به اين كه مخالفان ، گوش به محكمات قرآن اگر نكنند ، تقيّه بايد كرد ؛ به اين روش كه گفت كه : و بخشش مال ، به مطلب رسيدن است ؛ چه به آن ، دفع ضرر دشمنان مىتوان كرد و خوش‌خويى جاى كِشش بسيار است دوستى باطنى را .
هامش
( 1 ) . منافقون ( 63 ) : 8 . ( 2 ) . آل عمران ( 3 ) : 26 . ( 3 ) . يعنى نداشتن مال و منال و اعتبار در دنيا . ( 4 ) . « فهميدن امام دانا » ، اضافهء مصدر به مفعول است ، نه فاعل .