تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
صَبْرَه : مفعولٌ بِه است و مراد ، اين است كه : كسب حرام نمىكند اصلًا و صبر از آن مىكند ، از ترس روز قيامت . يعنى : اى هشام ! به درستى كه خردمند ، كسى است كه مانع نمىشود حلال ، شكرش را و بر هم نمىزند حرام ، صبرش را . اصل : « يَا هِشَامُ ، مَنْ سَلَّطَ ثَلَاثاً عَلَى ثَلَاثٍ ، فَكَأنَّمَا أَعَانَ عَلَى هَدْمِ عَقْلِهِ : مَنْ أَظْلَمَ نُورَ تَفَكُّرِهِ بِطُولِ أَمَلِهِ ، وَمَحَا طَرَائِفَ حِكْمَتِهِ بِفُضُولِ كَلَامِهِ ، وَأَطْفَأَ نُورَ عِبْرَتِهِ بِشَهَوَاتِ نَفْسِهِ ، فَكَأَنَّمَا أَعَانَ هَوَاهُ عَلى هَدْمِ عَقْلِهِ ، وَمَنْ هَدَمَ عَقْلَهُ ، أَفْسَدَ عَلَيْهِ دِينَهُ وَدُنْيَاهُ » . شرح : اى هشام ! هر كه مسلّط كرد سه چيز را بر سه چيز ، پس گويا خود ، مدد كرده بر خراب كردن خردمندىِ خود . بيانِ اين ، آن كه : هر كه تاريك كرد روشنىِ فكر خود را به سبب درازىِ آرزوى خود ، و بر طرف كرد سخن‌هاى خوش‌ْآينده را كه از روى خواهش نفس نباشد به سبب مشغولى به سخن‌هاى زيادتى پوچ ، و خاموش كرد چراغ عاقبت انديشىِ خود را ، به سبب خواهش‌هاى نفسِ خود . پس گويا مدد كرده خواهش نفسِ خود را بر خراب كردن خردمندىِ خود . و هر كه خراب كرد خردمندىِ خود را ، ضايع كرد بر خود ، آخرت و دنيا را . اصل : « يَا هِشَامُ ، كَيْفَ يَزْكُو عَمَلُكَ ، وَأَنْتَ قَدْ شَغَلْتَ قَلْبَكَ عَنْ أَمْرِ رَبِّكَ ، وَأَطَعْتَ هَوَاكَ عَلى غَلَبَةِ عَقْلِكَ ؟ ! » . شرح : اى هشام ! اگر خردمندى نكنى ، چگونه پسنديدهء درگاه الهى شود طاعت تو ؛ و حال آن كه تو گردانيدى دل خود را از كارِ صاحب كلِّ اختيار خود كه قرآن است ؛ چه طلب علمِ به مشكلات به سبب قرآن و رسول يا امام نكردى و اللَّه تعالى گفته كه : بياييد در طلب علم ، سوى اللَّه تعالى و رسولش ، و پس از رسول ، سوى دانايان به جميع قرآن كه دوازده امام‌اند ، و فرمان بردى خواهش نفس خود را بر خراب كردن خردمندى خود .
صافى در شرح كافى (فارسى) — صفحة 222 | محمد حسين الدرايتي / ملا خليل بن غازي القزويني / حميد احمدى جلفايى