ميرزا خليلم كه بر اثر دعاى تو و كارهاى خيرم به اين مقام رسيدم و به تو اعلام مىكنم كه حقّاً خدمت مرا تلافى كردى ! ! « 1 »
584 - داستان خشنودى باهيه در جهان برزخ
در كتاب « روض الرّياحين » آمده است كه :
زنى بود به نام باهيه ، چون از دنيا رفت ، فرزندش تمام شبهاى جمعه به زيارت قبرش مىرفت و از براى او و اهل قبرستان قرآن مىخواند ، تا شبى مادر را در خواب ديد و حال او را بسيار خوب يافت ، گفت : اى مادر ! از اوضاع مرگ برايم بگو ، مادر گفت : اى پسر ! مرگ را عقباتى سخت است ، اما من بر اثر عبادت راحت گذشتم و اكنون در عالم برزخ در بستانى هستم كه از هر جهت راحتم و محل من به فرشهاى ابريشمى مفروش است ، پسرم ! از زيارت قبر من و دعا و قرآن دست برمدار ؛ زيرا من به آمدن تو خوشحال مىشوم « 2 » .
585 - داستان سيد جزايرى با علامه مجلسى در رابطه با برزخ
حاج ملا هاشم در « منتخب » از عالم بزرگوار سيد نعمت اللّه جزايرى نقل مىكند كه :
در ايام اقامتم در اصفهان به حضور استاد عزيزم علّامهء مجلسى رحمه الله عرضه داشتم :
جميع افعال و گفتار شما مورد رضاى من است مگر يك صفت و آن مقيّد بودن شما به تشريفات و رياست مىباشد ، شما دستور دادهايد قبل از رفتن به مسجد و موقع ورود به بازار شخصى در جلو شما آيهء نور را بخواند و با اين برنامه تمام مردم را متوجه نمايند كه هنگام ورود شما درب مغازههايشان بايستند تا شما عبور كنيد ، من از اين معنى آن هم از
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 12 / 193 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 12 / 196 .