گفتم ولى پس از نقل داستان حبّهاى از آن برنج باقى نماند ! ! « 1 »
581 - مسألهاى مهم از عالم برزخ
ملا مهدى نراقى - كه از شدّت ورع و پاكى و سلامت و تقوا ، چشم برزخى پيدا كرده بود - مىگويد :
روز عيدى به قبرستان به زيارت اموات رفتم ، بر سر قبر مردهاى ايستادم و گفتم : عيدى من كو ؟
شب آن روز چهرهاى باصفا و نورانى را در عالم خواب مشاهده كردم به من گفت : فردا كنار قبر من بيا تا تو را عيدى دهم .
صبح از پى آن خواب رفتم ، چون به سر آن قبر رسيدم عالم برزخ براى من كشف شد ، در اين هنگام باغى عجيب با دار و درختى كه هرگز چشمم نظيرش را نديده بود مشاهده كردم ، وسط باغ قصرى بسيار با عظمت قرار داشت . مرا به درون قصر دعوت كردند ، چون وارد شدم شخصى با عظمت بر تختى مرصع ديدم ، به دو گفتم : از كدام طايفهاى ؟ پاسخ داد : از گروه عبادتكنندگان ، گفتم : كيستى ؟ جواب داد : از قصابان منطقهء نراق ، به دو گفتم : از كجا به اين مقام رسيدى ؟ گفت : سلامت در كسب و نماز جماعت اوّل وقت ! ! « 2 »
582 - مجلسى و حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام در برزخ
حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام از سادات محترم آذربايجان و از بزرگترين علماى آن ناحيه در شهر تبريز بود و داراى يازده كتاب علمى .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 12 / 191 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 12 / 192 .