تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
گفتم ولى پس از نقل داستان حبّه‌اى از آن برنج باقى نماند ! ! « 1 »

581 - مسأله‌اى مهم از عالم برزخ

ملا مهدى نراقى - كه از شدّت ورع و پاكى و سلامت و تقوا ، چشم برزخى پيدا كرده بود - مىگويد : روز عيدى به قبرستان به زيارت اموات رفتم ، بر سر قبر مرده‌اى ايستادم و گفتم : عيدى من كو ؟ شب آن روز چهره‌اى باصفا و نورانى را در عالم خواب مشاهده كردم به من گفت : فردا كنار قبر من بيا تا تو را عيدى دهم . صبح از پى آن خواب رفتم ، چون به سر آن قبر رسيدم عالم برزخ براى من كشف شد ، در اين هنگام باغى عجيب با دار و درختى كه هرگز چشمم نظيرش را نديده بود مشاهده كردم ، وسط باغ قصرى بسيار با عظمت قرار داشت . مرا به درون قصر دعوت كردند ، چون وارد شدم شخصى با عظمت بر تختى مرصع ديدم ، به دو گفتم : از كدام طايفه‌اى ؟ پاسخ داد : از گروه عبادت‌كنندگان ، گفتم : كيستى ؟ جواب داد : از قصابان منطقهء نراق ، به دو گفتم : از كجا به اين مقام رسيدى ؟ گفت : سلامت در كسب و نماز جماعت اوّل وقت ! ! « 2 »

582 - مجلسى و حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام در برزخ

حاج ميرزا محمود شيخ الاسلام از سادات محترم آذربايجان و از بزرگ‌ترين علماى آن ناحيه در شهر تبريز بود و داراى يازده كتاب علمى .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 12 / 191 . ( 2 ) - عرفان اسلامى : 12 / 192 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 593 | شيخ حسين انصاريان