در خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم ، مردى وارد شد و سلام كرد ، آن حضرت از او پرسيد : برادرانى كه دنبال خود گذاردى چگونهاند ؟ آن مرد همشهريانش را ستود و به پاكى ياد كرد و از آنان تعريف زيادى نمود ، حضرت فرمود : ثروتمندان آنان از بينوايان چگونه ديدار كنند ؟ گفت : اندك ، فرمود : توانگرشان از نيازمندشان چه اندازه سركشى و بازرسى نمايد ؟ عرضه داشت : كم ، فرمود : پولدارشان از مستمندانشان چقدر دستگيرى كند ؟ جواب داد : شما اخلاقى را يادآورى مىكنيد كه بسيار كم است ، آن هم در مردمى كه ما داريم ، حضرت فرمود : پس تو چگونه معتقدى كه آنان به راستى شيعه هستند ؟ ! ! « 1 »
551 - مادرت
امام صادق عليه السلام فرمود : مردى به محضر پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرضه داشت :
يا رسول اللّه ! به چه كسى نيكى كنم ؟ فرمود : مادرت . دوباره پرسيد : به كه نيكى كنم ؟
فرمود : مادرت . باز پرسيد : به كه خوبى كنم ؟ فرمود : مادرت . سپس پرسيد : به چه كسى نيكى نمايم ؟ فرمود : پدرت « 2 » .
552 - برگرد نزد مادرت
جابر مىگويد : مردى به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : جوان بانشاطى هستم و عاشق جهاد ولى مادرى دارم كه از جهت رفتن من ناراحت است ، فرمود : برگرد نزد مادرت ، به آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرد ، انس يك شب او به تو از جهاد يك سال در راه خدا براى تو بهتر است « 3 » .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 11 / 309 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 11 / 330 .
( 3 ) - عرفان اسلامى : 11 / 331 .