تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
پيامبر صلى الله عليه و آله مشك را پر از آب كرد ، سپس به دوش مبارك قرار داد و راهى به سوى خيمه و چادر آن زن شد ، هوا در گرما بيداد مىكرد ، بار سنگين بود ، عرق بر پيشانى رسول خدا صلى الله عليه و آله جارى شده بود ، ياران به آن جناب عرضه داشتند : مشك را به ما بده تا به در خيمه اين پيرزن برسانيم ، در پاسخ آنان با يك دنيا عاطفه و محبت فرمودند : دوست دارم بار امتم را خود به دوش بكشم ! ! به خيمه رسيدند ، مشك را بر زمين نهادند ، از صاحب خيمه خداحافظى كرده و به سوى مقصد به حركت آمدند ، فرزندان پيرزن از راه رسيدند ، به آنان گفت : آن مردى كه به اين علامت در بين آن چند نفر است به من كمك كرد و آب از چاه كشيد و تا درون خيمه آورد ، برويد و از وى سپاس گزارى كنيد ، بچه‌ها دويدند ، چشمشان به ديدار جمال الهى رسول خدا صلى الله عليه و آله روشن شد ، به آن جناب عرضه داشتند : مادر ما در آتش شوق ديدار شما مىسوزد ، برگرديد تا وجود مباركتان را زيارت كند ، او شما را نشناخته ، حضرت برگشتند ، فرزندان آن زن به سوى وى دويدند و فرياد زدند : مادر ! آن كه براى آب كشيدن از چاه و آوردن به خيمه به تو كمك كرد محبوب تو رسول خدا صلى الله عليه و آله بود ، پيرزن نزديك بود از شوق اين خبر قالب تهى كند ، به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و خداى را بر اين نعمت آسمانى و معنوى و ملكوتى شكر كرد ! « 1 »

484 - رسول خدا و يهودى

امام باقر عليه السلام مىفرمايند : جوانى بود يهودى كه بسيارى از اوقات خدمت رسول خدا مىرسيد ، رسول الهى رفت و آمد زيادش را مشكل نمىگرفت و چه بسا او را دنبال كارى مىفرستاد يا به وسيلهء او نامه‌اى را به جانب قوم يهود مىفرستاد .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 10 / 321 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 487 | شيخ حسين انصاريان