و آنان را جسدهايى كه غذا نخورند قرار نداديم ، و جاويدان هم نبودند [ كه از دنيا نروند . ] .
پى بردم كه در اين چند روز غذا نخورده است .
به او گفتم : عجله كن تا تو را به قافله برسانم جواب داد :
[ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ]
.
خدا هيچ كس را جز به اندازهء توانايىاش تكليف نمىكند .
فهميدم كه به اندازهء من در مسئلهء حركت و تندروى قدرت ندارد .
به او گفتم : بر مركب من در رديف من سوار شو تا به مقصد برويم پاسخ داد :
[ لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا ]
.
اگر در آسمان و زمين معبودانى جز خدا بود بىترديد آن دو تباه مىشد .
معلومم شد كه تماس بدن زن و مرد در يك مركب يا يك خانه يا يك محل موجب فساد است ، به همين خاطر از مركب پياده شدم .
به او گفتم : شما به تنهايى بر مركب سوار شو .
چون بر مركب قرار گرفت گفت :
[ سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ ]
.
منزّه [ از هر عيب و نقصى ] است كسى كه اين [ وسايل سوارى ] را براى ما مسخّر و رام كرد ، در حالى كه ما را قدرت مسخّر كردن آنها نبود .
چون اين آيه را قرائت كرد فهميدم در مقام شكر حق برآمده و از عنايت خداوند عزيز ، سخت خوشحال است .
وقتى به قافله رسيديم گفتم : در اين قافله آشنايى دارى جواب داد :
[ وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ]
.
و محمّد جز فرستادهاى از سوى خدا كه پيش از او هم فرستادگانى [ آمده و ] گذشتهاند .
[ يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ ]
.