گفتم : جنّى يا آدم ؟ جواب داد :
[ يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ ]
.
اى فرزندان آدم ! [ هنگام هر نماز و ] در هر مسجدى ، آرايش و زينتِ [ مادى و معنوى خود را متناسب با آن عمل و مكان ] همراه خود برگيريد .
از قرائت اين آيه درك كردم كه از آدميان است .
گفتم : از كجا مىآيى ؟ پاسخ داد :
[ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ ]
.
اينانند كه [ گويى ] از جايى دور ندايشان مىدهند .
از خواندن اين آيه پى بردم كه از راه دور مىآيد .
گفتم : كجا مىروى ؟ جواب داد :
[ وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ]
.
و خدا را حقّى ثابت و لازم بر عهدهء مردم است كه [ براى اداى مناسك حج ] آهنگ آن خانه كنند ، [ البته ] كسانى كه [ از جهت سلامت جسمى و توانمندى مالى و باز بودن مسير ] بتوانند به سوى آن راه يابند .
فهميدم قصد خانه خدا دارد .
گفتم : چند روز است حركت كردهاى ؟ پاسخ داد :
[ وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ]
.
همانا ما آسمان ها و زمين و آنچه را ميان آنهاست در شش روز آفريديم ، و هيچ رنج و درماندگى به ما نرسيد .
فهميدم شش روز است از شهر خود حركت كرده و به سوى مكه معظّمه مىرود .
پرسيدم : غذا خوردهاى ؟ جواب داد :
[ وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ ]
.