بود و از دو قنات مذكور نيز سى خروار غله و ده بار پنبه عايد مىگرديد .
قسمتى از اين دخل را با كمال قناعت صرف معاش مىفرمودند و ما بقى را به فقرا ايثار و انفاق مىنمودند .
هر سال در عشر آخر صفر سه شب روضه خوانى مىكردند و يك نفر روضهخوان كريه الصوتى كه در سبزوار بود و كمتر او را دعوت مىكردند دعوت مىنمودند و شبى پنج قران به روضه خوان مىدادند و نان و آبگوشت به فقرايى كه شل و كور و عاجز بودند مىخورانيدند و نفرى يك قران به آنها مبذول مىداشتند و خمس و زكات مال خود را هر سال به دست خود به سادات و ارباب استحقاق مىرسانيدند و در اين موقع جنس خود را وزن مىكردند و نقد خود را مىشمردند .
همهء بزرگان دين بالاتفاق ، آن بزرگوار را به اتصاف به ورع حقيقى و ترفع از دنيا و دنياوى وصف كردهاند و فى الحقيقة هم سخن به راست گفتهاند .
بدين گفته از كيوان قزوينى بنگريد :
اولًا مىگويم : هيچ كس اسباب قطبيت را مانند حاج ملّا هادى نداشت ، از علم و حكمت و زهد بىپايان ، او از راه علم دخلى ننموده و معاشش منحصر به اجارهء ملك موروثىاش بود .
و امتيازهاى تاريخى او آن بود كه با توفر و تسهل اسباب رياست ، ترك هرگونه رياستى نمود ، حتى پيش نمازى نكرد و به مهمانى نرفت و با رؤساى بلدش هم بزم نشد تا از آنها پيش افتد و در صدرنشينى و سفره چينى و مجموعه غذا گذاردن و برداشتن و غليان و دعا كردن روضه خوان و دست بوسيدن عوام رعونتى ظاهر سازد .
يك زندگى سادهء بىآلايش بىخودنمايى نمود كه امتياز براى خود قائل نشد و هيچ استفاده از توجهات كاملهء مردم به خودش ننمود و ثروتى نيندوخت و اولادش را متجّملًا بار نياورد و آنها را عادت به رعيتى نداد .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 401
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٤٠١