تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
آنان سيد احمد كربلايى مىشود ، او تعداد زيادى را در دايره شوق و عشق به مقامات الهيه مىرساند ، يكى از آنان مرحوم قاضى مىشود ، قاضى بسيارى از قابلين را تربيت مىنمايد ، يكى از آنان علامه طباطبايى صاحب « تفسير الميزان » مىشود ، علامه از نجف به قم مىآيد ، بالاترين تحول را در حوزه علميه در معارف الهيه و در توجه به قرآن ايجاد مىكند ، تا جايى كه در بحرانىترين شرايط يعنى در زمان هجوم مكاتب مادى كه نزديك بود مانند سيل ، اسلام و مسلمانان را در كام خود فرو برد ، با قدرت حكمت و دانش و بينش خود و تربيت شدگانش در برابر آن طوفان به مبارزه برخاسته و براى هميشه خيمه لامذهبى و ماديگرى را از اين مرز و بوم بر مىچينند ! علامه شاگردانى بزرگ چون متفكر شهيد مرحوم استاد مطهرى تربيت كرد كه منافع وجودى آن شهيد بزرگ گمان نمىرود بر كسى پوشيده باشد ، نوشته‌ها و نزديك به هزار سخنرانى استاد ، در طول سى سال در دفاع از اسلام و ملت اسلام در سطح بسيار وسيعى غوغا برپا كرد ، نوشته‌ها و سخنرانىهاى آن شهيد هم چون بنيانى مرصوص به سوى ابديت راه مىپيمايند و در هر عصرى از اعصار آينده ، تشنگان حقيقت را سيراب خواهد كرد . استاد علامه طباطبايى نزديك به هزار نفر از مستعدان و قابلان را در مدرسهء تربيتى خود به رشد و كمال رساند كه هر يك جهانى از علم و اخلاقند ، اين فرومايهء ناچيز وقتى كه در قم مشغول تحصيل بودم ، در موقعيت و سنّى نبودم كه مستقيماً از محضر پر نور او درك فيض كنم ، من جز ديدار او در حرم حضرت معصومه و حضرت رضا عليهما السلام بهرهء ديگرى نداشتم اما نزد تربيت شدگان آن استاد ، مقدارى فقه و اصول و حكمت و عرفان خواندم و به همين مقدار فيض كه از خرمن تربيت شده‌هاى مستقيم او بردم از شكرش در پيشگاه