زندگى آنان درس گرفته و از حال و وضع آنان عبرت گيرند « 1 » .
359 - منفعت عظيم اهل شوق و بحث
وقتى نزاعى دربارهء يك قطعه ملك وقفى به حضورش آوردند ، عدهاى مدعى بودند كه اين ملك وقف نيست ، در حالى كه وقف نامهء آن را در صندوقچهاى گذاشته و در محلى مخصوص كه از هر چشمى دور بود دفن كرده بودند . و گروهى مدعى وقف بودند ولى سند و مدركى در دست نداشتند ، چند روز اين مرد بزرگ الهى در حكم اين واقعهء مادى حيران و سرگردان بود و نمىدانست به كدام طرف حكم كند ، طرفين دعوا هم اصرار داشتند مسئله با حكم سيد پايان پذيرد .
رفت و آمد هر روز طرفين دعوا ، براى سيد ايجاد مشكل و ناراحتى كرده بود ، تا روزى كسى به سوى خانهء سيد رفت و در زد ، از افراد خانه به پشت در آمد و گفت : كيستى ؟
آن مرد گفت : به آقا خبر بده مردى به نام ملا قلى جولا مىخواهد شما را ببيند ، درب را باز كردند ، ملا قلى وارد خانه شد و به نزد سيد رفت و گفت :
آمدهام به شما بگويم بايد از اينجا سفر كرده و شوشتر را رها نموده به نجف به روى و در آنجا براى هميشه اقامت كنى و بدان كه وقف نامهء ملك مورد دعوا در صندوقچهاى در فلان مكان دفن است .
سيد على شوشترى ، ملا قلى را تا آن وقت نديده بود و او را به هيچ عنوان نمىشناخت ، از دستورهايش يكه خورد ، دستور داد موضعى كه گفته بود حفر كردند و وقف نامه را آوردند ، پس از اين واقعهء عجيب از قضا و قبول مرافعه دست كشيد
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 8 / 286 .