و شوشتر را به دستور آن مرد الهى ترك كرده رهسپار نجف شد تا در آنجا براى هميشه اقامت كند .
در نجف با كمال تواضع به درس فقه استاد بزرگ ، فقيه سترك ، خاتم المجتهدين مرحوم شيخ مرتضى انصارى حاضر شد و مرحوم شيخ هم متواضعانهتر به درس اخلاق سيد حاضر مىشد .
برنامه به همين صورت ادامه داشت ، تا اين كه مرحوم آخوند ملا حسينقلى همدانى به دنبال حقيقت برخاست و در طى راه دنبال هادى راه قرار گرفت ، از شهر همدان كوچ كرد ، چندى نزد يكى از علما به سر برد ولى از او چيزى نيافت ، به سوى نجف رخت كشيد ، در محضر شيخ انصارى و سيد على شوشترى حاضر شد و از محضر هر دو بزرگوار استفاده كرد و آنچه خواست نزد آن دو يافت .
به هنگامى كه شيخ انصارى از دنيا رفت ، آخوند ملا حسينقلى همدانى در پى نوشتن مطالب اصول و فقه شيخ برآمد .
سيد شوشترى وى را از اين كار منع كرد و فرمود : اين كار تو نيست ، ديگران هستند كه فقه و اصول بنويسند ، شما بايد مستعدان در راه خدا را دريابيد ، آخوند به دستور سيد ، تمام نوشتهها را كنار گذاشت و از اين مسئله قطع علاقه كرد و در پى تربيت قابلين برآمد .
آن مرد بزرگ الهى ، عدهاى را از صبح تا طلوع آفتاب و گروهى را از طلوع خورشيد تا مقدارى از برآمدن روز و جمعى را از سر شب ، تا اين كه با لطف و مرحمت و عنايت حضرت ذوالجلال توانست سيصد نفر را تربيت كند به طورى كه هر يك از آن تربيتشدگان به مقام با عظمت اولياى اللهى رسيدند .
از جمله تربيت شدگان ملا حسينقلى همدانى مىتوان مرحوم شيخ محمد بهارى ، سيد احمد كربلايى ، حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى ، شيخ على زاهد قمى و سيد عبدالغفار مازندرانى را نام برد .
صاحب « تفسير الميزان » مرحوم علامه طباطبايى دربارهء سيد احمد كربلايى مىگويد :
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 373
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٧٣