تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
گفت : اى هرم ! عليم و خبير به من خبر داده است كه روح من روح تو را شناخت كه روح مؤمنان با يكديگر آشناست ، اگر چه همديگر را نديده باشند . گفتم : اى اويس ! آيتى از قرآن بر من بخوان كه علاقه دارم از زبان تو آيه‌اى بشنوم ، دستم گرفت و گفت : أعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ « 1 » . سپس زار زار بگريست و گفت : چنين گويد خداى تعالى :
[ وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ]
. و جن و انس را جز براى اين كه مرا بپرستند نيافريديم .
[ وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ]
. و ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آن دو قرار دارد به بازى نيافريده‌ايم .
[ ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ]
. ما آن دو را جز به درستى و راستى به وجود نياورده‌ايم ، ولى بيشترشان [ به حقايق ] معرفت و آگاهى ندارند . آن گاه يك بانگ كرد ، پنداشتم كه عقل او زايل شد ، پس گفت : اى پسر حيان ! چه تو را اينجا آورد ؟ گفتم : تا با تو انس گيرم و به تو بياسايم ، گفت : من هرگز ندانستم كه كسى كه خداى را بشناخت ، به هيچ چيز ديگر انس تواند گرفت و به كسى ديگر تواند آسود . گفتم : مرا وصيتى كن ، گفت : مرگ را زير بالين دار ، چون كه نخفتى و پيش چشم‌دار كه برخيزى و در خُردى گناه منگر ، در بزرگى آن نگر كه در وى عاصى شوى كه اگر گناه خرد دارى خداوند را خرد داشته باشى و اگر بزرگ دارى خداوند را بزرگ داشته باشى . گفتم : اويس مرا ديگر وصيتى كن ، گفت : اى پسر حيان ! پدرت بمرد ، آدم و حوا بمرد ، نوح و ابراهيم خليل بمردند ، موسى بن عمران و داود خليفهء خداى بمردند ، محمد رسول
هامش
( 1 ) - / پناه مىبرم به خداوند از شر شيطان رانده شده .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 370 | شيخ حسين انصاريان