تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩

348 - حكايتى عجيب از اوضاع و احوال دنيا

فيلسوف بزرگ ، صدر المتألهين ملا صدراى شيرازى ، در ضمن توضيح يكى از آيات سورهء يس به نقل از « رسائل اخوان الصفا » گفتگوى دو رفيق را در زمينهء برخوردشان به حال و وضع دنيا اين چنين نقل مىكند : دوستى به يكى از دوستانش رسيد و از او پرسيد : حال و وضعت در اين دنيا چگونه است ؟ جواب داد : خوب است ، البته اگر از آفات و بليّاتش در امان بمانم ، به غير از خير و خوشى و عافيت ، اميد ديگرى از دنيا ندارم ، اين حال من است ، اكنون تو وضع خود را براى من بگو ، جواب داد : مىخواهى چه باشد ، حال كسى كه در اين خانهء غربت گرفتار و فقير است ، براى جلب منفعت ، ضعيف و براى دفع ضرر ، ناتوان و بىقدرت است . پرسيد : چگونه در اين حالى ؟ گفت : در اين دنيا در عذابيم ، ولى در قيافه دارندهء نعمت ، دست بسته‌ايم ولى در شكل موجود آزاد ، مغروريم به صورت خوشبخت ، آزاد محترميم در شكل برده پست ، پنج حكومت بر ما حاكم است كه فشار اين پنج حكومت به سختى برگردهء ماست ، احكام خود را بر ما جارى مىكنند ، بخواهيم يا نخواهيم . دوستش گفت : از اين پنج حاكم و حكومتشان مرا خبر ده ، پاسخ داد : بشنو : اوّل : جهان و اين فلك گردان است كه ما در درون او هم چون اسير زندانى ، محبوسيم . انجم و ستارگانش به طور دائم در حركتند ، توقف و سكونى بر آنان نيست ، گاهى شب را با ظلمت و تاريكىاش براى ما مىآورند و زمانى روز را با نور و روشناييش ، زمانى تابستان را با حرارتش و وقتى زمستان را با سرمايش ، گاهى بادهاى تند و وزنده را پديدار مىكنند و زمانى ابر و باران و برق جهنده را ، وقتى صاعقهء مهيب و زلزلهء ويران كننده و علل وحشت و گرفتگى ماه و خورشيد و زمانى قحطى و گرانى و دوره‌اى امراض كشندهء حيوانات و و با و زمانى جنگ و فتنه و بلا و وقتى غم و غصهء دائمى كه از ضربه و ضرر و شر