مىبينى و به آنچه در آنجاست نظر مىكنم ، اين ميل از من بر طرف مىشود .
حضرت داود به رفاقت او داخل آن غار شد ، ديد كه يك تختى در آنجا گذاشته است و در روى آن تخت ، كلّهء آدمى و پارهاى استخوانهاى نرم شده گذاشته و در پهلوى او لوحى ديد از فولاد و در آنجا نقش است كه من فلان پادشاهم كه هزار سال پادشاهى كردم و هزار شهر بنا كردم و چندين بواكر ازاله بكارت كردم و آخر عمر من اين است كه مىبينى كه خاك فراش من است و سنگ بالش من و كرمان و مارها همسايه منند ، پس هر كه زيارت من مىكند ، بايد فريفتهء دنيا نشود ، گول او نخورد ! ! « 1 »
347 - دنيا و اهل آن رادشمن دار
پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد :
شب معراج به من خطاب رسيد : اى احمد ! دنيا و اهل آن را دشمندار و آخرت و اهل آن را عاشق باش ، پرسيدم اهل دنيا كيانند و اهل آخرت چه مردمى هستند ؟
خداوند خطاب فرمود :
اين است نشانههاى اهل دنيا :
پرخورى ، خندهء زياد ، خواب بىاندازه ، كثرت خشم ، قلّت رضا و خشنودى نسبت به حق و خلق و عدم عذرخواهى دربرابر رفتار سويى كه نسبت به ديگران داشته ، قبول نكردن عذر خواه ، كسالت در طاعت ، بىباكى در معصيت ، آرزوى دراز ، نزديكى مرگ ، عدم محاسبهء نفس ، كم سود ، پر حرف ، كم ترس ، خوشحالى زياد به وقت خوردن ، عدم شكر به هنگام راحتى ، بىصبرى به وقت بلا و آزمايش ، بسيارى مردم به پيش نظرشان كم است و به آنچه كه انجام ندادهاند از خويش ستايش مىكنند ، نسبت به آنچه ندارند ادعا
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 8 / 226 .