مىكنند ، احسان خود را بازگو كرده و از گفتن بدىهاى مردم پروا ندارند ، نيكى مردم را از نظر دور داشته و پنهان مىكنند !
عرضه داشتم : غير از اين عيوب ، براى اهل دنيا عيب ديگرى هم هست ؟ خطاب رسيد : عيب اهل دنيا زياد است ، جهل و حماقتشان بسيار و نسبت به استادان خود متكبر و پيش خود عاقل ، ولى نزد عارفان احمقند .
اما اهل آخرت :
داراى چهرههايى شرمگين ، كثير الحيا ، كم حمق و وجودشان پرمنفعت و مكرشان كم است .
مردم از آنان در راحت ، ولى آنان براى راحت مردم در رنج ، داراى كلامى موزون و سنگين و حسابگر نفس ، در مسير برنامههاى مثبت ، اهل رنج و زحمت .
چشمشان خواب ، ولى دلشان بيدار است ، ديدگانى پر اشك و قلبى ذاكر دارند .
به وقتى كه نام مردم را در ديوان غفلت مىنويسند ، آنان را در دفتر ذاكران ثبت نام مىكنند .
در ابتداى نعمت سپاس گزارند و در انتهاى آن شاكرند ، دعايشان مرفوع و سخنشان مسموع است ، ملائكه به آنان شادند ، خواستههاشان در سراپردهء ملكوت در گردش و خداوند عاشق شنيدن گفتار آنان است ، چنانچه پدر عاشق شنيدن كلام فرزند .
چشم به هم زدنى از ياد حق باز نمىمانند و به زيادى غذا ميل ندارند ، از پرحرفى گريزانند و لباس آنان اندك است ، مردم نزد آنان مرده و حضرت حق پيش آنان زنده و پايدار و كريم است .
فراريان را با آقايى و كرامت مىخوانند و برگشتگان را با مهربانى مىخواهند .
دنيا و آخرت نزدشان يكى است ، مردم يك بار مىميرند ، ولى آنان به خاطر رياضت و مجاهدهء نفس و مخالفت با هوا ، روزى هفتاد بار با مرگ روبرو مىشوند ، از حركت باد
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 337
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٣٧