عرضه داشتند : آرى ، به همين خاطر هم هست كه صاحبش از آن دست برداشته .
فرمود : به خدايى كه جانم در اختيار اوست ، اين دنيا در پيشگاه حضرت حق از اين گوسفند مرده ، نزد صاحبش بىارزشتر است ، اگر اين چنين دنيا به اندازهء بال مگسى ارزش داشت ، به اندازهء شربت آبى به كافر داده نمىشد ، از اين كه قسمتى از اين دنيا با تمام زرق و برقش در اختيار دشمنان اوست ، معلوم است در نزد حضرتش ارزشى ندارد ، براى آن دنيايى است كه به دستور خود او به دست آمده باشد و در راه او به خرج گذاشته شود به همين خاطر فرمود :
الدُّنْيا مَلْعُونَةٌ مَلْعُونٌ ما فيها إلّاما كانَ لِلّهِ مِنْها .
دنيا از نظر خدا مطرود است و آنچه در اوست نيز مطرود است ، مگر آنچه براى خداست .
و نيز فرمود :
الدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤمِنِ وَجَنَّةُ الْكافِرِ .
دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است « 1 » .
344 - آنچه به پسر داوود دادهاند از دست مىرود
سليمان با مركب حكومتى در حركت بود ، پرندگان بر سرش سايه داشتند ، اجنه و مردم از دو طرفش در حركت بودند ، به عابدى از عباد بنىاسرائيل گذشت ، عابد گفت :
پسر داود ! به خدا قسم ، خداوند ملك عظيمى به تو عنايت كرده .
سليمان فرمود : يك تسبيح در نامهء عمل مؤمن بهتر است از ظواهرى كه به فرزند داود داده شده ، آنچه به پسر داود دادهاند از دست مىرود ، ولى تسبيح خدا در نامه انسان باقى مىماند « 2 » .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 8 / 204 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 8 / 206 .