كرد ؛ به همين خاطر است كه اين مسجد يكى از پر بركتترين مساجد روى زمين است و ساعتى در شبانهروز نيست مگر اينكه خداوند مهربان ، در آن مسجد به وسيلهء مردم و اولياى خدا به وسيلهء نماز و قرآن و دعا و تعليم و تعلم عبادت نشود .
در هر صورت ، ساختن مسجد شروع شد ، گوهرشاد خانم هر چند روز يك بار جهت سركشى ساختمان به محوطهء كار مىآمد و دستورهاى لازم را به معماران و استادكاران مىداد .
روزى براى سركشى ساختمان آمد ، باد مختصرى وزيدن گرفت ، گوشهء چادر خانم به وسيلهء باد كنار رفت . يكى از عملهها چهرهء او را ديد ، دلباخته آن زن شد . جرأت اظهار نظر براى او نبود ؛ زيرا بيم آن داشت كه او را اعدام كنند ، عمله و اظهار عشق به ملكهء مملكت ! !
دو سه روزى نگذشت كه عملهء بيچاره مريض شد ، پرستارش تنها مادر دردمندش بود .
طبيب از علاج او عاجز شد ، مادر مهربان كنار بستر تنها فرزندش گريه مىكرد ، فرزند چارهاى نديد جز اينكه دردش را به مادر اظهار كند . مادر ساده دل و ساده لوح ، براى رفع اين مشكل به گوهر شاد خانم مراجعه كرد و درد فرزندش را با او در ميان گذاشت و علاج را از آن زن بزرگوار خواست و به او گفت : اگر اقدام نكنى تنها پسرم از دستم مىرود و در قيامت دامن تو را جهت خونخواهى فرزندم خواهم گرفت .
گوهر شاد خانم ، از اين داستان بسيار ناراحت شد و به آن مادر دلسوخته گفت : چرا اين مشكل را زودتر با من در ميان نگذاشتى تا بندهاى از بندگان خدا را از گرفتارى نجات دهيم ؟ آن گاه گفت : اى مادر ! به خانه برو و سلام مرا به فرزندت برسان و بگو : من حاضرم با تو ازدواج كنم ، ولى شرطى را بايد من رعايت كنم و شرطى را تو بايد رعايت كنى ، اما شرطى كه من بايد رعايت كنم جدايى از شاهرخ ميرزاست ، اما شرطى كه تو بايد رعايت كنى پرداختن مهريه به من است ، قبل از اينكه در خط اين ازدواج قرار بگيرى و آن مهريه اين است كه چهل شبانهروز در محراب زير گنبد مسجد نماز بخوانى و ثوابش را به عنوان
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 235
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٣٥