تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
مهريه من قرار دهى . مادر ، به خانه برگشت و تمام مسائل را با پسر خود در ميان گذاشت ، پسر از شدت تعجب خيره شد و از اين خبر آن چنان شادمان شد كه به زودى از بستر رنج برخاست و با كمال اشتياق پرداخت اين مهريه را به عهده گرفت و پيش خود گفت : چهل روز كه چيزى نيست ، اگر چند سال به من پيشنهاد مىشد حاضر به اجراى آن بودم . در هر صورت به محراب عبادت رفت ، چهل شبانه روز نماز خواند ، براى رسيدن به وصال گوهرشاد خانم ، ولى به تدريج به توفيق حضرت الهى به راه ديگر افتاد . پس از چهل شبانه‌روز ، نمايندهء گوهرشاد خانم ، به محراب عبادت آمد ، تا از حال او خبردار شود ، چون با او سخن گفت ، ملاحظه كرد كه اهميتى به مسئله نمىدهد . گفت : من نمايندهء گوهرشاد هستم ، جهت خبر گرفتن از حال تو و گزارش به خانم آمده‌ام . گفت : به خانم بگو : من نمىتوانم براى رسيدن به وصال تو ، دست از محبوب واقعى عالم بردارم برو به او بگو :
اگر لذت ترك لذت بدانى * دگر لذت نفس لذت نخوانى
راستى عجيب است ، راهنمايى آن زن بزرگوار را ببينيد كه براى علاج هواى نفس چه نسخه‌اى مىدهد و اثر نماز را ببينيد ، با اين‌كه در اول كار از معنى دور است ، ولى در عاقبت كار چه نتيجهء خوشى مىدهد « 1 » .

224 - اويس قرن در آيينهء عبادت

او انسان بزرگوارى بود كه وى را از زهاد ثمانيه دانسته‌اند و پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله سخت مشتاق ملاقات با او بود و در حق او فرمود :
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 5 / 133 .