انتخاب و اتخاذ كنى ، آنگاه دو جامهء كهنه زبر بپوشى سپس آزادى از آتش جهنم و ورود به بهشت را از خداوند بخواهى و در آنجا كلمهء باطل و سخن خارج از حدود شرعى از تو صادر نشود « 1 » .
194 - در راه خدمت به خلق
يكى از بزرگان داستان مهمى برايم نقل كرد از اوايل جنگ جهانى اوّل در تهران كه در آن درس و عبرت و پند براى همگان است .
مردى بود متقى ، با فضيلت ، بزرگوار و آراسته به تربيت الهى و داراى روح ملكوتى كه در بازار تهران داراى يك مغازه بود .
درآمد مالى خود را دو تقسيم كرده بود ، قسمتى را براى مخارج خانهء خود گذاشته بود و سهم ديگر را براى رفع نياز نيازمندان .
بدون انجام كار خير راحت نبود ، دلش مالامال از غم براى مسلمانان بود ، كار نيكى نبود مگر آنكه در آن سهم داشته باشد . از خانه جز براى كار خير و طاعت حق و امرى از امور اسلام خارج نمىگشت .
روزى از خانه مطابق با نيت هميشگى خود خارج شد ، ولى آن روز به كار خيرى برنخورد ، با كمال اندوه و تأسف به خانه برگشت ، به همين سبب ميلى به غذا نداشت ، خوابش نمىبرد ، ناراحت و رنجيده بود .
ساعتها از شب مىگذشت ، شهر به خواب رفته بود ، اما ديدهء او بيدار بود ، لباس پوشيد و به همسرش گفت : من به قصد حل مشكل مسلمانى يا انجام كار خيرى از خانه خارج مىشوم .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 4 / 265 .