و دل به گله و شكايت باز كنم از بهدست آوردن اين عنايت محروم خواهم شد ! ! « 1 »
163 - چشمم مربوط به او نيست
سالى براى زيارت عارف كامل ، حضرت آيت اللّه حاج آقا رحيم ارباب كه از حسنات روزگار بود ، به اصفهان رفتم . من زمانى خدمت اين مرد بزرگ رسيدم كه نزديك به هفت سال بود چشمش را بر اثر كهولت سن از دست داده بود ، مردى در همان وقت به محضر ايشان مشرّف شد و گفت : فلان آشنا از حال شما و چشم شما جويا شد ، فرمود : حالم بسيار عالى است و چشمم مربوط به او نيست ، محبوب من علاقه داشت هشتاد سال ببينم و اكنون مصلحت ديده بدون بينايى باشم و من صد در صد به مصلحت محبوبم راضى هستم ! ! « 2 »
164 - معناى واقعى شكر چيست ؟
داوود پيامبر از خدا پرسيد : اى مولاى من ! اگر بخواهم شكر تو را در آن حدّى كه خشنودى تو در آن است انجام دهم چه كنم ؟
جواب آمد : آنچه نعمت به تو عنايت كردم در همان راهى خرج كن كه به آن دستور دادهام كه خرج نعمت در جايى كه براى آن معيّن شده عين شكر من است « 3 » .
165 - خدا را بر همه حال شكر
نوشتهاند : وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله از امور دنيا بىنياز بود مىگفت : « الحمد للّه رب العالمين »
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 3 / 406 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 3 / 407 .
( 3 ) - عرفان اسلامى : 3 / 413 .