تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
كارها كردند اما پست و زشت * ساختند آيينه‌ها اما ز خشت تا كه خود بشناختند از راه ، چاه * چاه‌ها كندند مردم را به راه روشنىها خواستند اما ز دود * قصرها افراشتند اما به رود قصه‌ها گفتند بىاصل و اساس * دزدها بگماشتند از بهر پاس جام‌ها لبريز كردند از فساد * رشته‌ها رستند از دوك عناد درس‌ها خواندند اما درس عار * اسب‌ها راندند اما بىفسار ديوها كردند دربان و وكيل * در چه محضر ، محضر رب جليل سجده‌ها كردند بر هر سنگ و خاك * در چه معبد ، معبد يزدان پاك رهنمون گشتند در تيه ضلال * توشه‌ها بردند از وزر و و بال از تنور خودپسندى شد بلند * شعله كردارهاى ناپسند وارهانديم آن غريق بىنوا * تا رهيد از مرگ شد صيد هوى آخر آن نور تجلى دود شد * آن يتيم بىگنه نمرود شد رزم جويى كرد با من چون كسى * خواست يارى از عقاب و كركسى كردمش با مهربانىها بزرگ * شد بزرگ و تيره‌دل‌تر شد ز گرگ برق عجب آتش بسى افروخته * وز شرارى خانمان‌ها سوخته خواست تا لاف خداوندى زند * برج و باروى خدا را بشكند رأى بد زد گشت پست و تيره راى * سركشى كرد و فكنديمش ز پاى
پشه‌اى را حكم فرمودم كه خيز * خاكش اندر ديدهء خودبين بريز تا نماند باد عجبش در دماغ * تيرگى را نام نگذارد چراغ
* * *
ما كه دشمن را چنين مىپروريم * دوستان را از نظر چون مىبريم آن‌كه با نمرود اين احسان كند * ظلم كى با موسى عمران كند