تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
خود ز ساحل كرد با حسرت نگاه * گفت كاى فرزند خرد بىگناه گر فراموشت كند لطف خداى * چون رهى زين كشتى بىناخداى گر نيارد ايزد پاكت به ياد * آب خاكت را دهد ناگه به باد
* * *
وحى آمد كاين چه فكر باطل است * رهرو ما اينك اندر منزل است پردهء شك را بينداز از ميان * تا ببينى سود كردى يا زيان ما گرفتيم آنچه را انداختى * دست حق را ديدى و نشناختى در تو تنها عشق و مهر مادرى است * شيوهء ما عدل و بنده پرورى است نيست بازى كار حق خود را مباز * آنچه برديم از تو باز آريم باز سطح آب ازگاهوارش خوش‌تر است * دايه‌اش سيلاب و موجش‌مادر است رودها از خود نه طغيان مىكنند * آنچه مىگوييم ما آن مىكنند ما به دريا حكم طوفان مىدهيم * ما به سيل و موج فرمان مىدهيم نسبت نسيان به ذات حق مده * بار كفرست اين بدوش خود منه به كه برگردى به ما بسپاريش * كى تو از ما دوست‌تر مىداريش نقش هستى نقشى از ايوان ماست * خاك و باد و آب سرگردان ماست قطره‌اى كز جويبارى مىرود * از پى انجام كارى مىرود ما بسى گم گشته باز آورده‌ايم * ما بسى بىتوشه را پرورده‌ايم ميهمان ماست هركس بىنواست * آشنا با ماست چون بىآشناست
ما بخوانيم ار چه ما را رد كند * عيب پوشىها كنيم ار بد كنند سوزن ما دوخت هرجا هرچه دوخت * زآتش ماسوخت هر شمعى كه سوخت
* * *
كشتيئى زآسيب موجى هولناك * رفت وقتى سوى غرقاب هلاك
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 153 | شيخ حسين انصاريان