كه از معاينهء قيامت و حساب و كتاب و هول نسبت به آن روزگار به انسان متوجه مىشود و اين حزن كه خود علّت حركت و سير و سلوك بيشتر به سوى حضرت يار است حزنى است پسنديده و محمود و از اوصاف عارفان باللّه است .
در طول مجلدات سابق به هر مناسبتى كه پيش آمد در اين زمينه سخن به ميان آمده ، در اينجا احتياج به شرح مفصل نمىبينم تنها به ترجمهء اصل روايت اكتفا مىشود .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
حزن و اندوه ، شعار اهل عرفان است و آن بر اثر واردات غيبى بر قلوب ايشان و به سبب امتداد افتخار درك سايه و پوشش عنايت و بزرگوارى حق بر آنان است .
شخص محزون از لحاظ ظاهر گرفته ، ولى در باطن داراى عالمى وسيع و گسترده است ، او با مردم چون بيماران و بىحالان زندگى مىكند و با خداى خود همانند اهل قرب و بدون قيد و خلاصه خصوصى و عاشقانه .
شخص محزون با متفكر فرق دارد ، متفكّر با زحمت در قلب خود ايجاد فكر مىكند ، ولى حزن جوشش درون است ، ديگر آن كه حزن از باطن در ظاهر خودنمايى مىكند ، ولى تفكّر در اثر برخورد با امور خارجى محقق مىشود .
خداوند متعال در جريان قصه يعقوب از زبان او نقل مىكند ، من شدت حزن و اندوه خود را به پيشگاه پروردگارم اظهار داشته و به او شكايت مىبرم و آنچه را من از جانب او آگاهم شما اى فرزندان من آگاه نيستيد .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 341
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٣٤١