تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كمال رضايت باشد كه نقاش ازل نقاشى و صورت‌گريش بجا و عين حكمت و عدل و لطف و مرحمت است . عبد بايد نسبت به اندازهء روزى و رزقش كه از طريق كار معمول و كسب مشروع به دست مىآورد راضى و تسليم و قانع و شاكر باشد . عبد بايد به داشتن زن و فرزند و پدر و مادر و خواهر و برادر كه حضرت دوست برايش مقرر فرموده راضى و خشنود باشد و به كم‌ظرفيّتى يا پرظرفيّتى آنان بسازد و در جنب زندگى با آنان چه سخت چه راحت به كمال خود بيفزايد و با صبر و استقامت در كنار آنان خود را به خشنودى حق برساند . عبد بايد به صحّت و سلامت و به مرض و نقاهت و به فقر و ثروت و به مكروه و محنت و به راحت و امنيّت و به اندوه و شادى كه در صورت صحيح برخورد كردن با همهء اين‌ها به رشد و كمال مىرسد راضى و راحت باشد و خلاصه به آنچه در ظاهر و باطن از جانب دوست به او مىرسد ، چه داراى شيرينى ظاهر و يا تلخى ظاهر باشد راضى بوده و قلباً اعلام خشنودى و تسليم كند . عبد را با چون و چرا نسبت به دستگاه حق و اوضاع آفرينش و پيش آمدها و حوادث و ابتلائات و راحتيها و سختىها اصلًا كارى نيست ، او را حالتى است كه بر اثر آن حالت تمام هويّت و وجودش فرياد مىزند : پسندم آنچه را جانان پسندند الهى قمشه‌اى آن مرد پاكباز و آن طاير حريم راز مىگويد :
تا چند الهى از جهان نالى * خوش باش كه ايزدست سلطانش گر زشت بود كنون جهان نقشش * زيبا نگرى به چشم عرفانش در ديده عاشق است گلزارى * خارى كه برويد از بيابانش ايزد همه را كتاب عشق آموخت * در مكتب اين بزرگ كيهانش