مؤمن آل فرعون در يك مقايسه روشن به آنها يادآورى كرد كه دعوت شما دعوت به سوى شرك است ، چيزى كه حدّاقل دليلى بر آن وجود ندارد و راهى است تاريك و خطرناك ، اما من شما را به راهى روشن ، راه خداوند عزيز و توانا ، راه خداوند غفار و بخشنده دعوت مىكنم .
بتهايى كه مرا به آن دعوت مىكنيد صاحب هيچ دعوتى در دنيا و آخرت نيستند ، اين موجودات بىحسّ و شعور هرگز مبدأ حركتى نبودهاند و نخواهند بود ، نه سخنى مىگويند ، نه رسولانى دارند و نه دادگاه و محكمهاى ، خلاصه نه گرهى از كار كسى مىگشايند نه مىتوانند گرهى در كار كسى بزنند .
به همين دليل بايد بدانيد ، تنها بازگشت ما در قيامت به سوى خداست ، اوست كه رسولان خود را براى هدايت انسانها فرستاده و اوست كه آنها را در برابر اعمالشان پاداش و كيفر مىدهد و نيز بايد بدانيد كه اسرافكاران و متجاوزان اهل دوزخند .
به اين ترتيب مؤمن آل فرعون سرانجام ايمان خود را آشكار ساخت و خط توحيدى خويش را از خط شرك آلود آن قوم جدا كرد ، دست ردّ به سينهء نامحرمان زد و يك تنه با منطق گويايش در برابر تمام كفر ايستاد .
در آخرين سخنش با تهديدى پرمعنى گفت : به زودى آنچه را من امروز به شما مىگويم به خاطر خواهيد آورد و هنگامى كه آتش خشم و غضب الهى دامنتان را در اين جهان و آن جهان مىگيرد به صدق گفتار من پى مىبريد .
اما افسوس كه آن زمان دير است ، اگر در آخرت باشد راه بازگشت وجود ندارد و اگر در دنيا باشد به هنگام نزول عذاب تمام درهاى توبه بسته مىشود .
آن گاه افزود : من تمام كارهاى خود را به خداوند يگانهء يكتا واگذار مىكنم كه او نسبت به بندگانش بيناست .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 258
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٥٨