جهت رفتم ، چون نزديك شدم ديدم شتر نيست ، بلكه جنازهاى را براى دفن آوردهاند و اين نعره از اين جنازه بلند است و آن افرادى كه متصدّى دفن او بودند ابداً اطّلاعى نداشته و با كمال خونسردى و آرامش مشغول كار خود بودند .
بدون شك صاحب جنازه مرد ظالم و ستمگرى بوده كه در اولين وهله از ارتحال به چنين عقوبتى دچار شده است ، يعنى قبل از دفن و عذاب قبر از ديدن صور برزخيّه وحشتناك گرديده و فرياد برآورده است .
چون سكندر را مسخّر شد جهان * وقت مرگ او درآمد ناگهان
گفت تابوتى كنيد از بهر من * دخمهاى سازيد پيش شهر من
كف گشاده دست من بيرون كنيد * نوحه بر من هر زمان افزون كنيد
تا ز مال و لشگر و ملك و شهى * خلق بربينند دست من تهى
گر جهان در دست من بود آن زمان * در تهى دستى برفتم از جهان
ملك و مال اين جهان جز پيچ نيست * گر همه يا بى چون من جز هيچ نيست « 1 »
كشف برزخى براى آقا سيد جمالالدين گلپايگانى
مرحوم آيتاللّه آقا سيد جمالالدين گلپايگانى از علما و مراجع بزرگ اواسط قرن چهاردهم بود ، در علميّت و عمل و از جهت قدر و كرامت و پاكى نفس و تقوا مورد تصديق همگان بود و در مقامات معنوى وى احدى ترديد نداشت ، آن جناب در امر مراقبت نفس و اجتناب از هوا مقام اوّل را حايز بود ، از صداى مناجات و گريههاى نيمه شبش همسايگان وى حكاياتى دارند ، هميشه با « صحيفهء سجاديه » مأنوس بود ، آهش سوزان ، اشكش روان و سخنش مؤثّر و دلى سوخته داشت .
هامش
( 1 ) - مثنوى ، عطار نيشابورى ( مصيبت نامه ) .