نمىشناسد چون وقتش فرا رسد ، بر وجود انسان حاكم گشته و وى را از عالم فانى به جهان باقى خواهد برد .
كاخهاى بسيار محكم بتونى ، برجهاى بسيار سخت سنگى ، ساختمانهايى كه هزاران سال تاب مقاومت در برابر حوادث دارند ، هيچ كدام چارهء مرگ نيستند .
[ أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ]
« 1 » .
هر كجا باشيد هر چند در قلعههاى مرتفع و استوار ، مرگ شما را درمىيابد .
[ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ ]
« 2 » .
هر جاندارى چشندهء مرگ خواهد بود ، سپس به سوى ما بازگردانده مىشويد .
[ قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ ]
« 3 » .
بگو : بىترديد مرگى را كه از آن مىگريزيد با شما ديدار خواهد كرد ، سپس به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانده مىشويد .
مرگ پايان زندگى دنيا و ابتداى حيات آخرت است و زنده شدن پس از مرگ بنابر آيات و اعلام انبيا و ائمه عليهم السلام امرى حتمى و جدّى است ، چرا كه اگر حيات بعد از مرگ نباشد جزاى نيكان و عقاب بدان متوقّف مىگردد و زندگى در دنيا حركتى پوچ و عبث به حساب مىآيد و جز اين كه تمام حقايق را با انكار حيات پس از مرگ وارونه كنيم راهى نمىماند .
براى توضيح جملات بالا بايد چنين گفت :
هامش
( 1 ) - نساء ( 4 ) : 78 .
( 2 ) - عنكبوت ( 29 ) : 57 .
( 3 ) - جمعه ( 62 ) : 8 .