تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
آن گاه به معارف الهيه مراجعه كنيد تا حتميّت جهان بعد براى شما روشن شود . فيض كاشانى آن عارف حميده خصال به آنان كه براثر دريوزگى از شكم و شهوت از همه جا و از همه چيز و حتى از خود بىخبر مانده‌اند ، خطاب مىكند :
تو هاى و هوى مستان را چه دانى * تو شور مىپرستان را چه دانى درآ در بحر عشق اى قطره گم شو * تويى تا قطره عمان را چه دانى به گوشت مىرسد زان لب حديثى * تو آن سرچشمهء جان را چه دانى تو را چون بهره‌اى از معرفت نيست * رموز اهل عرفان را چه دانى به دربانان ندارى آشنايى * تو لطف و قهر سلطان را چه دانى چو از هجران جانانت خبر نيست * تو قدر وصل جانان را چه دانى
تو را صبح وطن چون رفت از ياد * غم شام غريبان را چه دانى شرارى در دلت از عشق چون نيست * تو آتش‌هاى پنهان را چه دانى يكى سنگى فتاده بر لب جو * تو قدر آب حيوان را چه دانى به غير عشق تن عيشى نكردى * نعيم عالم جان را چه دانى

زنده شدن مردگان

براى بشر از دورترين ادوار ، قبول زنده‌شدن مردگان مسئلهء مشكلى بود ، ولى آيات كتب آسمانى به خصوص قرآن مجيد و گفته‌هاى پرقيمت انبيا اين مشكل را به آسان‌ترين وجه حل كرد و بعد از حلّ اين مشكل ، انكار منكران انكارى است عنادى و عدم پذيرش آنان دليلى بر تكبّر سخت آنان نسبت به حق و حقيقت است . قواعد حكيمانه وحى و انبيا و ائمهء طاهرين عليهم السلام با يك جمله اين مشكل را آسان نمود و آن اين كه به روزگارى كه نبوديد ، سپس خداوند قادر به اراده و حكمتش شما را آفريد توجه كنيد ، به همين گونه وقتى مرديد و به خاك كه روزگار اوّل شما