[ ذِكْرُ الْمَوْتِ يُميتُ الشَّهَواتِ فِى النَّفْسِ ]
حقيقت مرگ
مرگ كه براساس آيات كتب آسمانى و گفتههاى حكيمانه و صادقانهء انبياى الهى و ائمهء طاهرين عليهم السلام ، نقطهء انتقال از اين جهان به جهان آخرت است ، حقيقتى است كه هيچ موجود زندهاى على الخصوص انسان ، هرچند پيچيده به نيرومندترين برنامهها و مسلّح به قوىترين اسلحهها و برخوردار از بهترين مراحل سلامتى باشد ، از افتادن در كام آن چارهاى ندارد .
گره مرگ ، گرهى است كه با هيچ سرپنجهاى قابل گشودن نيست و واقعيّتى است كه بر گردن همه امرى ثابت و پايدار است .
از جرم حضيض خاك تا اوج زحل * كردم همه مشكلات گردون را حل
بيرون جستم ز بند هر مكر و حيل * هر بند گشاده شد مگر بند اجل « 1 »
مرگ ، حقيقتى است كه طبّ طبيبان و حكمت حكيمان و قدرت قدرتمندان در برابر آن باطل مىشود و آن كس كه در مرز مرگ است بازگرداندن او امرى محال و كارى غيرممكن است ، مرگ ضعيف و قوى ، پير و جوان ، شاه و گدا ، فقير و غنى ، عالم و جاهل ، سپيد و سياه ، شهرى و دهاتى ، عروس و داماد ،
هامش
( 1 ) - دو بيتىهاى خيام نيشابورى .