[ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ]
« 1 » .
آن سراى [ پرارزش ] آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين هيچ برترى و تسلّط و هيچ فسادى را نمىخواهند ؛ و سرانجام [ نيك ] براى پرهيزكاران است .
آرى ، شنيدهاند و به خاطر سپردهاند ، اما دنيا با زيورها و زينتهاى فريباى خود در برابرشان به جلوه افتاد و دل هوسناكشان را از كف ربود .
به آن خدا كه دانه را بشكافد و هستهء وجود بشر را در موج خون بپروراند قسم ياد مىكنم ، اگر ظلم ظالم و رنج مظلوم در ميان نبود و من خويشتن را محكوم نمىيافتم كه اساس ستم را به هم بشكنم و ستمديدگان را از بند غم آزاد سازم ، هرگز پاى بر اين منبر نمىنهادم ، مهار اين شتر را به پشتش رها مىساختم و نوبت خود را به چهارمين غارتگر وامىگذاشتم ، در اين هنگام آشكارا مىديديد كه دنياى شما با همهء رنگ و نيرنگ و زيب و زيورش در چشم على از آب بينى گوسفند هم ناچيزتر است « 2 » .
على مرتضى در خطبهء شقشقيه آشكارا به تجاوز خلفا اعتراض مىكند ، آشكارا از انحراف و انحطاطشان سخن مىگويد و لغزش جبران ناپذيرشان را با لطايف ادبى از پرده به در مىكشد .
آنها كه سعى مىكنند على را در برابر شيوخ ثلاثه خاضع و راضى جلوه بدهند ، حتماً از خطبهء شقشقيه شرم خواهند برد و بر آن دست ناپاك كه ميان ملّت اسلام سنگ تفرقه افكند نفرين خواهند فرستاد .
هامش
( 1 ) - قصص ( 28 ) : 83 .
( 2 ) - نهج البلاغة : خطبهء 3 .