آيا چه پيش آمده كه محمد مهربان را وادار كرده است ما را در اين سرزمين ملتهب و ظهر گرمابار امر به توقف دهد ؟
آيا باز چه فرمانى از خداوند بر محمّد نازل گشته است ؟
در اين هنگام از جمعيّتى كه با پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله همراهند جلودارانشان مسافتى از صحراى جحفه را پيمودهاند و عقبداران هنوز با نقطهء توقف او فاصله دارند ، به فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را كه جلو رفتهاند بازمىگردانند و آنان را كه از عقب مىرسند نگاه مىدارند و محل اجتماع نزديك بر كه غدير معيّن مىگردد .
نبى اكرم صلى الله عليه و آله نماز ظهر را با افراد كاروان از مرد و زن بجاى مىآورند و پس از فراغ از نماز براى ابلاغ امر مهمّى كه خداوند او را براى آن مأمور به توقف در اين سرزمين كرده است به وسيلهء مناديانى چند مردم را خبر مىدهد كه همگى گرد او جمع شوند .
محمد بر جهاز به پا خاسته و در برابر ديدگان هزاران تن مسلمان چنين آغاز سخن مىكند :
سپاس و ستايش مخصوص خداوند است و ما از او كمك مىخواهيم و به او ايمان مىآوريم و بر او توكّل مىكنيم .
ما از بدىهاى نفس و زشتىهاى كردارمان به پروردگار خود پناه مىبريم ، او خداوندى است كه اگر كسى را گمراه كند آن كس راهنمايى نمىيابد و اگر كسى را هدايت كند آن كس گمراهكنندهاى نخواهد داشت و من گواهى مىدهم كه معبودى نيست جز آفريدگار يكتا كه بخشنده و مهربان است و شهادت مىدهم كه محمد بنده و فرستادهء اوست .
بارى اى مردم ! خداى مهربان آگاه مرا خبر داده است كه عمر هر پيغمبر طبق سنّتى است كه از آن جهت مىدانم نزديك است مرا داعى الهى و پيك اجل در
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 262
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٦٢