تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
سپس پيشواى اسلام با وجود كهولت سن و خستگى سفر كمربند على را گرفت و با نيرويى فوق‌العاده او را بر فراز سر بلند كرد و در حالى كه زانوهاى على محاذى با سينهء پيامبر صلى الله عليه و آله قرار گرفت و سپيدى زير بغل او نمايان شد آن گاه به دنبال سخنان خود چنين فرمود : اى مردم ! از شما مىپرسم : نسبت به مؤمنان حتى از خودشان سزاوارتر به تصرف در امور و سنجش مصلحت‌ها كيست ؟ مردم يك آواز جواب دادند : خدا و رسول داناترند . آيا من سزاوارتر به شما از خود شما نيستم ؟ چنين است . آن گاه منشور آسمانى خلافت را خواند : مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ اللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ . هركس من مولاى اويم ، على مولاى اوست ، پروردگارا ! دوستى كن با آن كس كه على را دوست دارد و پيرو باشد ، دشمن بدار آن را كه على را دشمن بدارد ! يارى كن هركس ياريش كند يارى مكن كسى را كه بىياريش گذارد . پيامبر عزيز صلى الله عليه و آله نزديك به يك ساعت على را هم چنان بر سر دست داشت و با تمام خصوصيات و مشخصات به مردم معرفى كرد ، پيامبر صلى الله عليه و آله ضمن بياناتش در حدود هفتاد و سه مرتبه مردم را به عنوان معاشر الناس مورد خطاب قرار داد و آنان را از مخالفت با على ترسانيد و پى در پى مخالفان او را به عذاب دردناك ابدى و قهر و خشم خداوندى بيم داد و براى دوستانش سعادت جاودانى و بهشت موعود را ضمانت كرد و همى يادآور شد كه در پيروى على بزرگى و سيادت مسلمانان مصون مىماند و اعتلاى جهانى دين اسلام مسلم است و گرنه جز تباهى و فساد اجتماع