كرد ، چون مىداند منصب عالى خلافت همانند مقام شامخ نبوت موهبتى است الهى و خداوند به اقتضاى حكمت هر كه را شايسته داند براى آن برخواهد گزيد و وظيفهء مسلمانان را پس از وى در مورد امام و رهبر با نزول وحى معين خواهد كرد .
اينك به ناحيهاى نزديك شدهاند كه « غديرخم » نام دارد و اين جايگاهى است كه از آنجا راه اهل مدينه و مصريان و عراقيان از يكديگر جدا مىشود .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هم چنان سرگرم انديشههاى خويش است ، دل بر مبدأ وحى گمارده و چشم به سوى ملكوت دوخته و با ديدگان جذاب خود كه دنيايى از عواطف و بشر دوستى و آثار جهانبينى در بردارد ، به دامنهء ابهامآميز افق خيره مىنگرد و گويى از مشرق انوار وحى منتظر فرمانى بزرگ و امرى خطير است .
انتظار محمّد چندان نمىپايد ، خداوند خواستهء حبيبش را برآورده آخرين و مهمترين موضوع اساسى اسلام را كه پيامبرش مدّتهاست چشم به راه اعلام آن از جانب خداست با فرستادن وحى آشكار مىكند .
در اين گيرودار اطرافيان پيامبر صلى الله عليه و آله نيك مىبينند كه ناگهان چهرهء گردآلود او برافروخته مىشود ، پلكهايش را برهم مىگذارد ، سنگينى مخصوصى بر او چيره مىگردد دانههاى عرق از پيشانى بلندش فرو مىچكد و ناگهان چون كوهى در جاى خود مىايستد و در اين حال كلماتى را زير لب زمزمه مىكند ، اين حالت نزول وحى است كه به محمد دست داده است .
به اشارهء او شترش را مىخوابانند ، صدايش كم كم بلند مىشود ، اطرافيانش به خوبى مىشنوند كه اين نغمهء آسمانى را جبرييل امين فرشتهء وحى بر او نازل كرده است با لهجهء گيرا و محكم خويش تلاوت مىكند :
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 260
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٦٠