رسد ، من مسؤولم و شما نيز مسؤوليت داريد ، از شما سؤال مىكنم در پيشگاه خداوند ، دربارهء من چه خواهيد گفت ؟ آيا وظيفهء رسالت را ادا كردهام و شما را به راه راست و دين خدا فرا خواندهام ؟
مردم يك آواز جواب دادند : ما گواهى مىدهيم كه تو همانا تبليغ كردهاى و اندرز گفتى و فراوان كوشيدهاى ، خداوند به تو پاداش خير دهد .
بار ديگر براى توضيح و تأييد مىگويد : آيا شما شهادت نمىدهيد كه معبودى جز خداى يكتا و بىهمتا نيست و محمد بنده و رسول اوست و بهشت و دوزخ و مرگ و قيامت حق و مسلم است و بدون شك و ترديد خواهد آمد ؟
باز همگى مىگويند : چرا به اينها گواهى مىدهيم ، پيامبر صلى الله عليه و آله در آن حال مىگويد : خداوندا ! گواه باش . سپس گفتارش را چنين ادامه مىدهد : همگى سخن مرا مىشنوند ؟
- آرى .
بدانيد : من در رستاخيز پيش از شما كنار حوض كوثر مىرسم ، شما بر من وارد خواهيد شد و آن حوضى است پهناور كه بر لب جامهاى بىشمارى است .
اكنون كه داستان چنين است و روز پاداشى در پيش و مىبايست روز قيامت به پيامبر خود ملحق شويد ببينيد ، نگاه كنيد كه در مورد دو شىء گرانقدر و دو جانشينى كه ميان شما مىگذارم چگونه رفتار مىكنيد ؟ !
در اين هنگام از ميان انبوه جمعيت شخصى فرياد مىكشد : اى محمّد اين دو جانشين كه مىگويى چيست ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ مىدهد :
كتاب خداوند كه رشتهاى است پيوسته از يك سر به دست اوست و از سر ديگر به دست شما ، پس به كتاب خدا چنگ زنيد و عترت و خانوادهء من .
پروردگار مهربان آگاه مرا خبر داده است كه اين دو شىء گران ارج : قرآن مجيد
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٦٣