و در آيهء ديگر بيعت با آن وجود مقدّس را بيعت با خود دانست :
[ إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ ]
« 1 » .
به يقين كسانى كه با تو بيعت مىكنند ، جز اين نيست كه با خدا بيعت مىكنند .
و در سورهاى ديگر عزّت او را عزّت خود دانست :
[ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ ]
« 2 » .
عزت و اقتدار براى خدا و پيامبر است .
و در محلّى ديگر از قران كريم رضا و خشنودى آن حضرت را رضا و خشنودى خود دانست :
[ وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ ]
« 3 » .
شايستهتر آن بود كه خدا و رسولش را خشنود كنند .
و در آيهاى اجابت دعوت وى را اجابت دعوت خود دانست :
[ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ]
« 4 » .
اى اهل ايمان ! هنگامى كه خدا و پيامبرش شما را به حقايقى كه به شما [ حيات معنوى و ] زندگى [ واقعى ] مىبخشد ، دعوت مىكنند اجابت كنيد .
و در مرحلهء ديگر ظهور عشق خدا را در قلوب انسان معلول پيروى از آن يگانهء دهر و فريد روزگار دانست :
هامش
( 1 ) - فتح ( 48 ) : 10 .
( 2 ) - منافقون ( 63 ) : 8 .
( 3 ) - توبه ( 9 ) : 62 .
( 4 ) - انفال ( 8 ) : 24 .