اول از غيب احد بر سرّ احمد تافت نور * زان تجلّى عرش و كرسى و قلم انشاستى
مالك الملك فصاحت منبع كل الكمال * نطق وى گوهرنشان و طبع گوهر راستى
مبدأ اشراق خورشيد ازل رخسار او * اهل تقواى ابد را منشأ تقواستى
شاهد يكتاى حق هر آيت از قرآن وى * ناطق توحيد هر مويى بر آن اعضاستى
هر كه را عقل است و عشق و دانش و دين بىگمان * دل بر آن آيين پاك و مقصد اعلاستى
اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله در روايات
قسمتى از اخلاق الهى او را سيرههاى متعدد و كتب حديث از قول اميرالمؤمنين و فاطمهء زهرا و حسن و حسين عليهم السلام و سلمان و مقداد و ابوذر چنين نقل كردهاند :
بردبارترين و شجاعترين و عادلترين و عفيفترين مردم دهر بود ، در تمام مدت عمر شصت و سه سالهاش دست مباركش نامحرمى را لمس نكرد .
او سخىترين مردم روزگار بود ، چون به خانه مىآمد درهم و دينارى نزد او نمانده بود ، اگر شب ميرسيد و درهمى نزد او مانده بود ، به خانه نمىرفت تا آن را در جايى كه خدا مىخواست بپردازد .
پارگى كفشش را وصله مىزد ، لباسش را مىدوخت ، در كار و برنامهء خانه به زن و فرزند كمك مىكرد ، كسى در تمام روزگار باحياتر از او نبود ، چشم به صورت كسى نمىدوخت ، دعوت آزاد و بنده را قبول مىكرد ، هديهء مردم را گرچه