و اطمينان به الهام حضرت دوست عرضه داشت :
اللّهُمَ انّى اسْئَلُكَ بِانَّ لَكَ الْحَمْدُ لا الهَ الّا انْتَ الحَنّانُ المَنّانُ ، بَديعُ السَّماواتِ وَ الْارْضِ ذُوالْجَلالِ وَالْاكْرامِ انْ تُصَلّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَ انْ تَجْعَلَ لى مِنْ امْرى فَرَجاً مَخْرَجاً وَ تَرْزُقَنى مِنْ حَيْثُ احْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لا احْتَسِبُ « 1 » .
پروردگارا ! تو را مىخوانم به اين كه سپاس و شكر مخصوص توست ، معبودى جز تو ، مهربان و نيكى دهنده وجود ندارد ، به وجود آورنده آسمانها و زمينى ، اى صاحب جلال و اكرام ! بر محمّد و آل محمد درود فرست و در كار من گشايشى آر و مرا از جايى كه گمان دارم و ندارم روزى بخش .
چون كاروان وى را از چاه بيرون كشيدند خود را معرفى نكرد و نگفت كه من يوسف پسر يعقوبم و منزل و مكانم در همين نزديكى است ، بلكه سكوت كرد و خود را تسليم كاروانيان نمود ؛ زيرا با فراست ايمانى و نور قلبى دريافته بود كه اين بلا و مصيبت و اين ابتلا و آزمايش گرچه ظاهرى تلخ دارد ولى عاقبتش شيرين و الهى است و اين آزمايش مقدمهاى ملكوتى براى رسيدن به مقامى الهى است كه در آن مقام خير او و ملّتهاى تاريخ لحاظ شده است !
روح با عظمت او در عين اين كه كودكى چند ساله بود از قبول تزوير ، تلبيس ، تمويه ، تخيلات ، دروغ ، حيله ، مكر ، كيد ، توهمات و تسويلات نفسانيه با كمال قدرت ابا داشت .
چون در برابر وسوسههاى خطرناك آن زن زيباى مصرى در كاخ عزيز و در خلوت خانهء كاخ قرار گرفت و هجوم و وسوسههاى او به مدّت هفت سال طول
هامش
( 1 ) - مهج الدعوات : 307 ؛ بحار الأنوار : 92 / 170 ، باب 105 .