نمىدانم . به وى گفتند : مسئله ساده و آسانى است ، چرا پاسخ نمىدهى ؟ انس خشمگين شد و گفت : در محدوده و حوزهء علم و دانش هيچ مسئلهء ساده و آسانى وجود ندارد ، مگر گفتار خداوند به گوش تو نرسيده كه فرمود :
[ إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ]
« 1 » .
به يقين ما به زودى گفتارى سنگين [ چون آيات قرآن ] به تو القا خواهيم كرد .
بنابراين علم و دانش و دين اصولًا سنگين و تمام قسمت آن مشكل و دشوار مىباشد .
از قاسم بن محمد بن ابىبكر - كه يكى از فقهاى مدينه بوده - دربارهء مطلبى سؤال كردند ، وى گفت :
جواب صحيح اين مسئله را نمىدانم ، سائل گفت : من بدين منظور به سوى تو شتافتم كه غير از تو شخص ديگرى را به شايستگى نمىشناسم .
قاسم گفت : به طول لحيه و بلندى محاسن و كثرت مردم در پيرامون من منگر .
به خداوند متعال قسم ! كه من پاسخ پرسش تو را نمىدانم .
در اين اثنا يكى از بزرگان افراد سالمند قريش به او گفت : برادرزاده در كنار اين شخص بنشين و جواب مسئله را براى او بيان كن ، سوگند به خداوند در هر مجلسى كه تو را در جمع ديگران مشاهده كردم ، كسى را فاضلتر و دانشورتر از تو باشد تاكنون نديدهام .
قاسم گفت : به خدا قسم ! اگر زبانم را از بيخ و بن بركنند براى من محبوبتر از آن است كه دربارهء چيزى سخن بگويم كه بدان علم و آگاهى ندارم « 2 » .
هامش
( 1 ) - مزمل ( 73 ) : 5 .
( 2 ) - منية المريد : 286 .