يعنى خدايا ! براى ملزم شدن به راهى كه عاقبتش عشق توست و نهايتش جنت و بهشت است ما را هدايت فرما ، آن راهى كه مانع پيروى ما از هواى نفس است ، هوايى كه محصولى جز نابودى ندارد و مانع از دچار شدن به خود رأيى است كه غير هلاكت ثمرى بر او نيست .
براى انسان در صورت مصرف كردن قوايش هماهنگ با خواستههاى حق ، مقامى است كه معارف الهيه از آن مقام تعبير به قرب و جذب كردهاند و اين مقام بدين كيفيت براى احدى از موجودات نيست دو مقامى كه حضرت سيدالشهدا با اشك دو ديدهء پاك و خدا بينش از حضرت حق در دعاى عرفه در صحراى عرفات تقاضا كرد :
الهى حَقِّقْنى بِحَقايِقِ اهْلِ الْقُرْبِ وَاسْلُكَ بى مَسْلَكَ اهْلِ الْجَذْبِ « 1 » .
بار خدايا ! مرا به حقايق اهل قرب ثابت قدم كن و به راه و روش اهل جذب ببر .
شما مىدانيد كه تمام انسانهاى مؤمن ، عاشق رسيدن به اجر و مزد عبادت يعنى بهشت حقّند ولى كار عظمت و بزرگى انسان در اين جهان هستى بجايى مىرسد كه از بهشت غافل گشته و غرق در عشق دوست مىشود در اين صورت كه عشق بهشت متوجه انسان گشته و براى ورود و ديدار انسان در التهاب و اضطراب قرار مىگيرد .
انَّ الْجَنَّةَ لَاعْشَقُ لِسَلْمانَ مِنْ سَلْمانَ لِلْجَنَّةِ « 2 » .
اشتياق بهشت براى سلمان بيشتر است از شوق سلمان به بهشت .
صدوق بزرگوار نقل مىكند :
هامش
( 1 ) - الاقبال : 349 ؛ مفاتيح الجنان ( دعاى عرفه ) .
( 2 ) - روضة الواعظين : 2 / 282 ؛ بحار الأنوار : 22 / 341 ، باب 10 ، حديث 52 .