نهى و به عجز و تقصير و ذلت و كوچكى خود در برابر كبرياييش اعتراف كنى و از در تواضع به بستان سعادت وارد شده و خير دنيا و آخرت خود را تأمين نمايى ؟ !
خدايا ! دست ما را بگير و از چاه جهل و غرور و عجب و خودبينى بدر آر و ما را از بند اسارت هواى نفس نجات ده و در سعادت دارين را به روى ما بگشا .
نگارا نگاهى زمهر و وفا * كه درد من خسته سازى شفا
تو دانى كه در كويت آوارهام * كرم كن كه مسكين و بيچارهام
صف آراسته دنيى و نفس دون * كه ريزد به خاك از دامن زار خون
مرا دوزخى خواهد اين نفس زشت * نگارا زروى تو خواهم بهشت
كريما غفورا رحيما شها * بهر زشت و زيباى خلق آگها
همه عمر اگر در گنه زيستم * در آن عفو نامنتها چيستم
مرا جرم اگر قطرهء بىشمار * ترا بحر بخشش ندارد كنار
بياموز ما را ره بندگى * زعشقت به جان بخش فرخندگى
ربوبيّت در قرآن
در قرآن كريم و روايات و دعاهاى اسلامى ، به اندازهاى كه با نام حضرت حق تحت عنوان ربّ برخورد مىكنيم با نام ديگر برخورد نداريم .
ربّ به معناى مالك است و در جهت حضرت حق جلّ و علا به مفهوم مالك عادل و عالم و حكيم و متصرف در تمام موجودات به مصلحت واقعى موجودات است ، تصرّفى كه باعث بروز استعداد موجودات و علّت ظهور كمالات در تمام اجزاى هستى است .
مقام ربوبيت آن جناب اقتضا دارد كه پس از خلق موجود و آفرينش شيئى او را در مسير تربيت لازم قرار دهد تا به جايگاهى كه در خانهء هستى دارد رسيده