[ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ]
« 1 » .
همهء ستايشها ويژهء خداست كه آسمانها و زمين را آفريد و تاريكىها و روشنى را پديد آورد . [ با اين همه نشانهها كه گواهى بر يكتايى و قدرت اوست ] باز كافران براى پروردگارشان [ بتها و معبودهاى باطل را ] شريك و همتا قرار مىدهند .
آنان كه به انكار حضرت او برخاستهاند و بر حقيقتى كه از هر چيز روشنتر است پرده مىپوشند و هزاران سال است قلوب و مغزهاى عادى را جولانگاه اباطيل و مزخرفات خود كرده ، چرا تاكنون دليل و برهان قانعكنندهاى بر ادعايشان اقامه نكردهاند و اگر اقامه نمودهاند در كدام كتاب و مجلهء علمى است ؟ من خود كتابهاى اصلى منكران حق را چه آن كتابهايى كه در داخل ممالك اسلامى نوشتهاند و چه در خارج مطالعه كردهام ، آنچه آنان دربارهء مبدأ عزيز عالم نوشتهاند فقط ادعاى محض است و تاكنون استطاعت و قدرت اثبات آن ادّعا را حتى با يك دليل نداشتهاند و بسيارى از آنان در نوشتههاى خود جز عصبيت و لجبازى چيزى ندارند و سخنى كه عقل و وجدان را آرام و راحت نمايد و به قلب اطمينان دهد نياوردهاند ، بافتهء مغز عليل را يافته حساب كرده و مرض را سلامت و ظلمت را نور و مرگ را حيات قلمداد نمودهاند و از اين راه به خود و مريدانشان خسارت سنگين زدهاند ، آنان مىگويند : مبدأ ماده ازلى و يا طبيعت و يا تصادف است و بر اين مدّعا حكمت و برهان و استدلال منطقى تاكنون اقامه نكرده و بعد هم نمىكنند ، بايد به اينان گفت : شما كه بالاخره قائل به مبدأ هستيد ، چرا اسم حقيقى او را كه اللّه است
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 1 .