عبوديت نفس
اگر حالت عالى تواضع در نفس ما تجلى كند ، نفس بدون ترديد علاوه بر عشق به حق ، باركش عبوديت تمام وجود ما مىگردد و بر اين باركشى افتخار كرده و رو به سوى رضايت دوست به حركت خواهد آمد تا جايى كه جز دوست را نشناسد و جز او را نبيند و غير او را نخواهد و فرمان غير او را نبرد .
ساختمان طبيعى ما به طورى است كه وسيلهء آشنايى ما با جهان طبيعى همين حواس ظاهرى است كه به اندازهء محدودى به ما داده شده است .
باز براى همين وضع طبيعى است كه لذايذ ما منحصر به همان مقدار است كه غرايز محدود ما اجازه مىدهد .
پس نتيجهء اين اصل بديهى اين است كه ما تابع و پيرو حواس خويشتن مىباشيم ، يعنى هر چه كه آنها براى ما امكانپذير بسازند بهرهبردارى خواهيم كرد ، ولى آن گاه كه شخصيت ما اعتلا پيدا مىكند و فعاليت روحى ما وسعت و عمق خود را در مىيابد حواس تابع مىشود .
حواسّ تابع ما مىشود يعنى چه ؟
ممكن است براى اشخاص سطحى اين مطلب تا حدودى غير قابل قبول جلوه كند ولى ما مىتوانيم براى اثبات اين حقيقت از آشكارترين پديدهها استفاده كنيم .
آن احتياجى كه كودك براى تماس به نمودهاى زندگانى دارد مىبينيم ، آن احتياج در اشخاص رشد يافته وجود ندارد ؛ زيرا جهان براى كودك تدريجاً مطرح مىشود وانگهى شخصيت و حافظه و انديشهء او آن چنان رشد نيافته تا با نبودن حوادث در پيشرو ، آنها را به محاسبه درآورده و نتايج منطقى را اتخاذ نمايد .
هنگامى كه مغز انسانى به رشد طبيعى خويش مىرسد و توانايى تجريد و انتزاع