خاك درش بوده سرم سالها * باز هواى وطنم آرزوست
تا كه به جان خدمت جانان كنم * دامن جان بر زدنم آرزوست
بهر تماشاى سراپاى او * ديده سراپا شدنم آرزوست
ديدهام از فرقت او شد سفيد * بويى از آن پيرهنم آرزوست
مرغ دلم در قفس تن بمرد * بال و پر و جان زدنم آرزوست
بر در لب قفل خموشى زدم * سوى خموشان شدنم آرزوست
عشق مهل فيض كه با جان رود * زندگى در كفنم آرزوست
آرى ، هر كس به هر كجا رسيد از ترك گناه و اداى واجبات رسيد و براى پرواز به سوى ملكوت و جلب خشنودى حضرت دوست راهى بجز تسليم به حضرت او و ترك گناه و اداى فرايض وجود ندارد .
چون به ترك معاصى موفق شوى و واجبات و فرايض الهيه را بجا آورى به مقامات عالى الهى و انسانى از جمله مقام با عظمت كشف و شهود و تأثير در نفوس و رابطه گرفتن با وراى عالم رسى و آن گاه از زندگى خود لذّتى ببرى كه اهل بهشت در فرداى قيامت از نعمتهاى بهشتى مىبرند .
و اينك چند نمونه از حالات مردان راه دوست :
مقامى از مقامات اوليا
مولا محمد تقى بن مقصود على مجلسى از اعاظم علما و داراى كرامات و خوارق عادات بوده است و استجابت دعايش دربارهء فرزندش ملا محمد باقر مجلسى كه در تاريخ بشر موجودى كمنظير بوده مشهور آفاق است .
مرحوم ميرزا محمد تنكابنى مىنويسد :
شيخ اسداللّه كاظمينى در مقدمهء « مقابيس » نوشته است :