[ فَمَنْ اعْجَبَ بِنَفْسِهِ فى فِعْلِهِ فَقَدْ ضَلَّ عَنْ مَنْهَجِ الرَّشادِ وَادَّعى ما لَيْسَ لَهُ ؛ وَالْمُدَّعى مِنْ غَيْرِ حَقٍّ كاذِبٌ وَانْ أخْفى دَعْواهُ وَطالَ دَهْرُهُ فَانَّ أوَّلَ ما يَفْعَلُ بِالْمُعْجِبِ نَزَعَ ما اعْجَبَ بِهِ لِيَعْلَمَ أنَّهُ عاجِزُ حَقيرٌ وَيَشْهَدَ عَلى نَفْسِهِ بِالْعَجْزِ لِتَكُونَ الْحُجَّةُ عَلَيْهِ أوْكَدَ كَما فَعَلَ بِابْليسَ ]
نتيجهء عجب
امام صادق عليه السلام در دنباله روايت مىفرمايد :
هر كس به هر برنامهء خود عجب كند و بر ديگران فخر بفروشد ، بدون شك از راه راست گمراه شد و مرتبهاى زياده از حدّ خود ادعا كرده ، چرا كه كبر و آقايى رداى الهى است و سزاوار مرتبه خدايى است كه از جميع نقايص برى است ، نه لايق مرتبهء امكانى كه به اكثر عيوب معيوب و به اكثر نقايص موسوم است و هر كس چنين دعوا كند در دعوى خود كاذب است ، هر چند ادعاى خود را به كسى اظهار نكند و هر چند زمان طولانى بر او بگذرد ، حاصل آن كه : تا از آن دعواى باطل و اعتقاد فاسد برنگردد و توبه و رجوع نكند ، به آن اعتقاد آثم و به آن دعوا معاقب و معاتب است .
از ابن سماك نقل مىكنند كه هر روز به نفس خود خطاب مىكرده و مىگفته است :