در پاسخ عيسى ، انديشهاش را بيان كرد و اين كه آلودگى عجب گريبانش را گرفت ، عيسى فرمود : خود را به جايى واداشتى جز آنجا كه خدايت واداشته و بدين جهت مورد خشم خدا شدى ، از آنچه كه گفتى به درگاه حضرت حق توبه كن . سپس امام صادق عليه السلام فرمود : آن مرد توبه كرد و به مقامى كه خدا به او داده بود بازگشت « 1 » .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد :
دو نفر وارد مسجد شدند ، يكى عابد و ديگرى فاسق ، پس از مدتى از مسجد خارج گشتند در حالى كه فاسق صديق شده بود و عابد فاسق و اين به خاطر اين بود كه عابد در مسجد به عبادتش نازيد و فاسق در مسجد بر فسقش پشيمان شد و به راه توبه رفت « 2 » .
از امام صادق عليه السلام روايت شده :
خداوند به داود خطاب كرد : اى داود ! گناهكاران را بشارت ده و صديقان را بترسان ، عرضه داشت : چگونه ؟ !
خطاب رسيد به گناهكاران بگو : توبه را قبول مىكنم و از گناه مىگذرم و به نيكان بگو : بترسيد از اين كه به اعمالتان بنازيد ؛ زيرا بندهاى نيست كه عجب او را آلوده كند مگر اين كه هلاك گردد « 3 » .
ابو حمزه ثمالى از حضرت سجّاد عليه السلام نقل مىكند كه حضرت فرمود :
از متكبّر فخر فروش عجب دارم كه ديروز نطفه بود و فردا جيفه است ، عجب از كسى كه در حق خدا شك دارد در حالى كه اين همه مخلوقات الهى را مىبيند ،
هامش
( 1 ) - الكافى : 2 / 306 ، باب الحسد ، حديث 3 ؛ بحار الأنوار : 14 / 254 ، باب 18 ، حديث 49 .
( 2 ) - الكافى : 2 / 314 ، باب العجب ، حديث 6 ؛ بحار الأنوار : 69 / 311 ، باب 117 ، حديث 6 .
( 3 ) - الكافى : 2 / 314 ، باب العجب ، حديث 8 ؛ بحار الأنوار : 69 / 321 ، باب 117 ، حديث 37 .