گرديد ، براى پيشبرد هدفهاى مشترك و شومى كه داشتند نقشهها كشيدند كه عبارت بود از :
1 - تأسيس و تكثير انواع مدارس اجنبى در سرزمين مسلمانان و ارسال معلمان كه نشان صليب را با خود همراه داشتند ، تا در محيط اين مدارس تربيت فرزندان مسلمان را عهدهدار شوند .
مدارسى تأسيس گرديد كه لابه لاى كتب مسموم و همچنين در سينه معلّمانش بيشتر استعمار و مسيحىگرى موج مىزد ، آرى ، در سينهء آنهايى كه به اسلام كينه توزى مىكردند و جان خود را در راه مبارزه با اسلام وقف كرده بودند نقشههايى نهفته بود !
2 - اعزام هيئتهاى تبليغى كه در كمينگاههاى روى زمين پراكنده شده و جوانان مسلمان را در دين و عقيده خود به پرتگاه ترديد و شك نزديك ساخته او را تحت الشعاع اوهام و گمراهى قرار دهد ، از جمله وسايلى كه در اين نقشه به كار مىرفت تأسيس بيمارستانها و درمانگاهها بود .
3 - يكى از نقشههاى آنان اين بود كه تا مىتوانستند تعدادى از جوانان و فرزندان مسلمان را به سرزمين غرب اعزام كردند تا از فرهنگ مسموم آنها سيراب شده با وضعى به ديار خود برگردند كه با دين و اخلاق و اصول و روشهاى خود وداع گفتهاند ، با وضعى برگردند كه با خود امانتى همراه دارند و آن امانت تبشير مسيحىگرى و نبرد با رسالت اسلام مىباشد .
4 - انتشار كتبى كه جوانان مسلمان را به راه فساد و گمراهى سوق دهد ، آنها را از فرهنگ اصيل خود منحرف كرده به اوهام احمقانه و بىشرمانه پاىبند ساخته ، بالاخره به سوى پررويى و ديوانگى بكشاند .
5 - از همين نقشهها تسلّط يافتن بر برنامههاى فرهنگ تعليم در سرزمينهاى
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 163
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص١٦٣